معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٣٥ - كيهان شناسى
مطابقهاى نيافتند؛ توجيه كردند كه منظور از «سبع»، عدد هفت نيست، بلكه مطلقِ «كثرت»است!
بارى، آنچه گفتيم؛ نمونههايى است از كارهاى بى اساس برخى مفسّران و يا متصّديان تفسير( چرا كه شايد برخى صلاحيّت نام مفسّر را نداشته باشند) و جاى تأسّف و دريغ بسيار است.
اينك برماست كه از اين اشتباهات پند بگيريم و اساس تفسير را بر اين پايههاى نا استوار و لرزان نگذاريم. پيش از تحقيق در قرآن؛ ذهن را از هر پيشداورى بپالاييم و چنان بينديشم كه گويى هيچ چيز در زمينه مورد تحقيق نمىدانيم و يقين داشته باشيم كه تنها راه شناخت براى ما خود قرآن است آنهم براساس اصول محاوره و به وسيلهى الفاظ نه برپايه علم اعداد و حساب ابجد و...
قرآن با لسان عربى مبين؛ زبان عربى آشكار نازل شده است. اهل محاوره نيز به هر كودن بى سواد كم معرفتى اطلاق نمىشود بلكه آن كسى كه آشنا به زبان و اصول محاوره مىباشد و با ذوقى عقلائى مىخواهد از قرآن، مطلبى را بفهمد.
البتّه گاهى ممكن است يك لفظ، حاوى نكات دقيقى باشد كه آشنايان به الفاظ به سختى درمىيابند؛ امّا اين نمىتواند دستاويزى باشد كه آيه را خارج از اصول محاوره، تفسير كنيم. چنانكه يك مفسّر سياسى، هنگامى كه سخنرانى يك سياستمدار را مىشنود؛ مىتواند نكتههاى دقيقى را از آن دريابد كه اصلاً به ذهن ما خطور هم نكند؛ اين دريافت برخلاف اصول محاوره نيست امّا، براى ما كه از مسائل دوريم، آن نكتهها پوشيده مانده است.
قرآن كريم حاوى دقائق و اشارت بسيار ظريفى است كه هر كس با قرآن آشناتر باشد، بهتر و بيشتر در مىيابد؛ پس، منظور از تفسير براساس اصول محاوره آنستكه: نظرات خود را بر قرآن تحميل نكنيم.
بسيار دقّت بايد كرد امّا از خود نبايد چيزى افزود.
اگر از ظاهر آيه چيزى دستگيرمان نمىتواند شد، بهتر آنست كه بپذيريم كه ما چيزى در آن باره، از قرآن نمى فهميم.
اميد است كه همگان به سترگى اين مسأله پى ببريم و بدانيم كه هر چه به قرآن نسبت دهيم، يكروز، نازل كنندهى قرآن كه بر اسرار آن بيش از همه آگاه است؛ از ما باز خواست خواهد كرد.