معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٣ - وسعت قدرت و مشيت الهى
آيا خدا مىتواند خود را نابود كند؟ آيا مىتواند براى خود شريكى خلق كند؟ آيا مىتواند جهان با عظمت را در تخم مرغى جا دهد كه نه جهان كوچك شود و نه تخم مرغ بزرگ؟
اگر مىتواند ملازم اجتماع نقيضين و محال است و اگر نمىتواند پس قدرت خدا محدود است و آيهى «اِنَّ اللهَ عَلى كُلِّ شَيْىء قَديرٌ» تخصيص مىخورد.
جواب: براى پاسخ به اين سوال بايد ديد كه منظور از محال چيست؟
معانى «محال»
محال سه اطلاق دارد، ١ ـ محال ذاتى ٢ ـ محال وقوعى ٣ ـ محال عادى (كه در اطلاقات عرفى كاربُرد دارد و چون اين بحث فلسفى نيست و بر طبق محاورات عرفى صحبت مىكنيم مىتوان محال عادى را هم جزو محالات دانست).
١ ـ محال ذاتى: فرضى است كه خود مشتمل بر تناقض باشد، اگر چيزى را فرض كنيد كه خود اين فرض تناقض است، محال ذاتى است، فرض كنيم كوهى در همان حالى كه كوه است ذرّهاى بيش نباشد، خدا در همان حالى كه خداست مخلوق باشد، خود اين فرض، متناقض و محال است.
٢ ـ محال وقوعى: خود فرض مشتمل بر تناقض نيست ولى تحقق آن فرض، مستلزم تناقض است، مثلا مىدانيم كه معلولى بدون علت خاص بوجود نمىآيد و اگر بخواهد به وجود بيايد بايد حتماً از راه اين علت بوجود آيد، حال اگر چنين معلولى را فرض كنيم كه علّت آن موجود نيست و در همان حال بخواهد به وجود آيد، فرض معلول (مثلا انسان) مشتمل بر تناقض نيست ولى وجود انسان بدون علّتى كه براى وجود حتماً به آن نيازمند است، محال است، پس فرض ماهيت، امر ممكنى است ولى براى وجود لوازمى دارد كه بدون آنها تحقق آن محال است.
* آيا اين دو محال را خدا مىتواند انجام دهد؟
امّا محال ذاتى را فرض كرديم كه خود مشتمل بر تناقض است، پس اصولا سؤال دربارهى اينكه آيا چنين چيزى تحقق مىيابد يا نه؟ غلط است، اجتماع نقيضين يعنى چيزى كه نشدنى است، اگر فرض اين است كه محال ذاتى است پس سؤال از اينكه آيا كسى مىتواند اين كار را بكند؟ سؤال از امر متناقض و محالى است.
اما محال وقوعى: گفتيم خود فرض مستلزم تناقض نيست ولى تحقق آن به اين صورت كه مقتضى آن نباشد و يا مانعى باشد و بخواهيم بوجود آيد مستلزم تناقض است، چون فرض كردهايم كه علت منحصر آن در كار نيست و معلول نسبت به عدم علت منحصر، امتناع بالقياس دارد، آنوقت فرض كنيم كه چنين چيزى را كه امتناع دارد، خدا ايجاد كند، باز سؤال