معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٤٩ - ٢ ـ دفع شبهات
يس / ٧٨: «وَضَرَبَ لَنا مَثَلاً وَنَسِيَ خَلْقَهُ قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَهِيَ رَمِيمٌ قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّة وَهُوَ بِكُلِّ خَلْق عَلِيم».
انسان ناسپاس، آفرينش خود را فراموش مىكند و براى ما مثل مىزند كه: كيست كه اين استخوانهاى پوسيده را زنده كند؟! بگو آنكس كه نخست آنرا آفريد و او به هر آفرينشى داناست.
هود / ٧: «وَلَئِنْ قُلْتَ إِنَّكُمْ مَبْعُوثُونَ مِنْ بَعْدِ الْمَوْتِ لَيَقُولَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلاّ سِحْرٌ مُبِين».
اگر به مردم بگويى شما پس از مرگ دوباره زنده مىشويد؛ كافران مىگويند اين يك سحر آشكار است.
تبيين ارتباط بين معاد و اين اتّهام جادوگرى، اينست كه : چنان به اين عقيدهى باطل خود پايبند و در آن جازم بودند كه مىگفتند: اگر چنين چيزى را هم ببينيم باز انكار مىكنيم و مىگوييم چشم بندى ست.
٢ ـ دفع شبهات
تنها چيزى كه مىتواند به عنوان حجّتى براى نفى معاد اظهار شود (گرچه در قرآن صريحاً به اين صورت بيان نشده) شبههى فلسفىِ اعادهى معدوم است: آدمى چون مرد و نابود شد؛ اگر دوباره زنده شود، ديگر خود او نيست، چيز جديدى ست. پس عقلاً محال است كه چيزى كه قبلاً نابود شده است، دوباره به وجود آيد و همان باشد.
قبلاً گفتيم كه اين شبهه، احتمالاً مورد نظر اين آيه است:
سجده / ١٠: «وَقالُوا أَإِذا ضَلَلْنا فِي الأَْرْضِ أَإِنّا لَفِي خَلْق جَدِيد».
مىگويند چون در زمين گم گشتيم (نابود شديم) دوباره در آفرينش جديد قرار خواهيم گرفت؟ چون در مورد اين آيه، دو احتمال وجود دارد؛
١ ـ از قبيل همان استبعاداتِ نظير آيههاى ديگر است.
٢ ـ همان شبههى اعادهى معدوم است؛ يعنى شايد در ميان منُكران رستخيز، در همان روزگاران گذشتهاى كه قرآن نقل مىفرمايد؛ افرادى از اهل استدلال نيز بودهاند و اين شبهه براى آنان مطرح بوده است. اگر چنين شبههاى باشد جواب آن همان است كه در آيه مىفرمايد: شمااز بين نمىرويد؛ پس اصولاً اعادهى معدوم نيست بلكه جدا شدن روح و بازگشت آنست كه محال نيست.
شبهات ديگرى هم ممكن است وجود داشته باشد كه شكل فلسفى ندارد و اگر بخواهيم آنها را به صورت منطقى منظّم كنيم، مىتوان گفت به دو چيز بازمىگردد:
١ ـ هر امرى براى وقوع، نياز به فاعلى دارد براى انجام آن، و نيز نيازمند به قابلىبراى