معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٤٣ - خداشناسى فطرى
مىكند كه خيال نكنيد بعضى از انسانها چنين بودهاند، يا در يك زمانى فطرت انسان اينچنين بوده است نه، ««لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللهِ» آفرينش الهى تغيير پذير نيست؛ خدا انسان را اينچنين آفريده و مقتضاى فطرتش اين است كه متوجه دين باشد «و لكِنَّ اَكْثَرَ النّاسِ لا يَعْلَمونَ» ولى بيشتر مردم اين را نمىدانند اين تقريباً توضيح تحت اللفظى بود براى اين آيهى شريف كه عرض كردم. براى اين آيه تفسيرهايى ذكر كردهاند و خواستهاند از آن نتايجى بگيرند: بعضى گفتهاند مفاد آيهى شريف اين است كه احكام دين مخصوصاً احكام ريشهاى و پايهاىِ دين، موافق فطرت انسانىاست. كلياتى كه در دين وجود دارد اينها چيزهايى است كه فطرت انسان مىطلبد و بر خلاف مقتضاى فطرت نيست پس منظور آيه از اينكه مىفرمايد: «فِطْرَةَ اللهِ الّتى فَطَرَ النّاسَ عَلَيْها» اين است كه احكام دين و قواعد اصولى دين موافق با نوع آفرينش انسان است اگر در دين دستور داده شده است كه خدا را پرستش كنيد، پرستش خدا مخالف فطرت نيست، خواستى در انسان هست كه اين را مىطلبد؛ اگر در دين گفته شده كه به ديگران يارى كنيد، عدالت را مراعات كنيد، ستم نكنيد، در درون انسان عاملى وجود دارد كه اين را مىطلبد. اين بر خلاف فطرت نيست همينطور چيزهايى كه مربوط به زندگى عادى انسان است: تجويز طيبات، تحريم خبائث (پليديها) اين چيزى است كه فطرت انسان مىطلبد:
مائده / ٥: «اُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّباتُ».
اعراف / ١٥٧: «يُحَرِّمُ عَلَيْهِمُ الخَبائِثَ».
اينها موافق فطرت است. قانون ازدواج، موافق فطرت است اگر يك دينى بطور كلى ازدواج را ممنوع كند قانونى بر خلاف فطرت آورده است امّا هيچ يك از قوانين اسلام مخالف فطرت نيست؛ اين يك تفسيرست كه براى اين آيه شده است و بر اساس اين تفسير، «خداپرستى» كه ريشهى همهى احكام دين اسلام است موافق فطرت نشان داده مىشود. به حسب اين تفسير، دين مجموعهاى از احكام و قوانين تلقى شده و اين احكام و قوانين موافق با فطرت الهى است، مىگويد احكام و قوانين را خوب و بطور دقيق مراعات كنيد؛ و يكى از آن احكام هم خداپرستى است. پس نتيجهى اين تفسير، اين مىشود كه خداپرستى امرى است موافق فطرت.
تفسير ديگر اين است كه منظور از دينى كه موافق فطرت است كه آن حالت اسلام و تسليم در مقابل خداست.
آل عمران / ١٩: «اِنَّ الدّينَ عِنْدَ اللهِ الاِْسلامُ».