معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٦٥ - كرامت انسان
آنانكه بد كردهاند. مىبينيم آيات مربوط كاملاً توجّه به اين مطلب دارد مثلاً بعد از آيهى «ثُمَّ رَدَدْناهُ أَسْفَلَ سافِلِين» مىفرمايد:
التين / ٦: «إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصّالِحات».
اينان ديگر به اسفل سافلين وارد نمىشوند و نيز بعد از آيهى:
معارج / ٢١ـ١٩: «إِنَّ الإِْنْسانَ خُلِقَ هَلُوعا...».
مىفرمايد:
معارج / ٣٥ـ٢٢: «...إِلاَّ الْمُصَلِّين...».
***
خلاصه آنكه: يكدسته آيات قرآنى ناظر به كرامت تكوينى انسان و در واقع هدف مدح در آنها، مدح فعل خداست؛ اگر انسان فضيلتى هم دارد به اعتبار اين است كه متعلَّق تكريمات الهىاست و گرنه با نظر دقيق، بايد گفت اين كرامتها از آنِ خداست امّا جايى كه پاى افعال اختيارى به ميان آيد، ديگر جاى كرامت عمومى و همگانى نيست. پس پاسخ ما به اين سؤال كه: آيا انسان از ديدگاه ارزشى، بر همهى موجودات مزيّت دارد و آيا همهى انسانها در اين زمينه مساويند؟ اين است:
نه همهى انسانها بهتر از همهى حيواناتند و نه همه پستتر. برخى آنقدر تكامل مىيابند كه فرشتگان در برابرشان سجده مىكنند و برخى چندان تنزّل مىيابند كه از حيوانات هم پست ترند.
در اينجا سؤال دقيقى ممكن است مطرح شود و آن اينكه: وقتى ما گفتيم انسانها از ديدگاه ارزشى در نتيجهى افعال اختيارى مىتوانند به مقام بلندى برسند؛ مسلّم با كسانى كه در اثر همان افعال اختيارى، تنزّل كردهاند مقايسه مىشوند و اين در خود انسانها مطرح مىگردد؛ ديگر نمىتوان آنها را با حيوانات مقايسه كرد چون حيوانات (بنا به فرض ما)، اختيار ندارند؛ پس چگونه مىتوان گفت: انسان مىتواند به كمالى برسد كه بر حيوانات يا فرشتگان برترى يابد؟ پاسخ اينست: اگر چه اين ارزش اخلاقى در سايهى افعال اختيارى مطرح مىگردد ولى بدين معنا نيست كه يكنوع كمال وجودى حقيقى براى انسان به هم نمىرسد؛ و چون دقيق شويم به رابطهى بين ارزشها و واقعيّتها برمىگردد. برخى مىانديشند كه مفاهيم ارزشى بكلّى از واقعيّات جداست امّا چنين نيست مفاهيم ارزشى اخلاقى در سايهى ارتباط افعال اختيارى انسان با كمال حقيقىِ حاصل از همان افعال، مطرح مىگردد، يعنى: نتيجهى ارزشهاى اخلاقى، كمالات تكوينى روحى براى خود انسان است.