معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٥٢ - خلافت الهى
برخى از بزرگان، از آيهى دوازدهم از سوره مؤمنون، خواستهاند شبيه تقريب ما، استفاده كنند:
آيه مىفرمايد: شما را از نطفه آفريديم بعد علقه و بعد مضغه و بعد كه به مرحلهى نفخ روح مىرسد، مىفرمايد:
مؤمنون / ١٢: «أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَر».
آفرينش ديگرى ست. ظاهراً، هر مرحله نسبت به مرحلهى ديگر، آفرينش ديگرىپس چرا تنها پس از نفخ روح فرمود آفرينش ديگرى ست.
علّت اينست كه مردم مراحل قبلى را درمىيابند و مىدانند ولى مرحلهى روح چون براى ما قابل شناخت نيست، مىفرمايد «خَلْقاً آخَر» آفرينش ديگرى ست؛ از نوع فعل و انفعالات طبيعى و مادّى نيست؛ چيز ديگرى ست.
اين مىتواند شاهدى باشد براينكه روح (خلق آخر) از سنخ موجوداتِ غير مادّى است به علاوه، چون ما در مورد روح به حسب استعمالات قرآنى و عرفى، دريافتيم كه شرط اساسى آن، دارا بودن شعور و ادراك است؛ پس اگر با برهانى ثابت كرديم كه شعور مجرّد است؛ اثبات خواهد شد كه روح انسانى نيز، مجرّد است.
البته دليلهاى تجربى و برهانهاى فلسفى بسيارى براى تجرّد روح وجود دارد كه اينجا، جاى بحث آنها نيست.
خلافت الهى
در آيات مربوط به آفرينش انسان، چند جا، اين مطلب آمده است كه خداوند به فرشتگان فرمود: همينكه آفرينش انسانى كه خواهم آفريد به پايان رسيد و در او از روح خويش دميدم، بر او سجده بريد. ولى در سورهى بقره، با تفصيل ويژهاى بيان شده و در آن گفتار فرشتگان در مورد آفرينش انسان، آمده است:
بقره / ٣٣ـ٣٠: «وَإِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَْرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَتَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَيَسْفِكُ الدِّماءَ وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَنُقَدِّسُ لَكَ، قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ. وَعَلَّمَ آدَمَ الأَْسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ. قالُوا سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا إِلاّ ما عَلَّمْتَنا إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ. قالَ يا آدَمُ أَنْبِئْهُمْ بِأَسْمائِهِمْ فَلَمّا أَنْبَأَهُمْ بِأَسْمائِهِمْ قالَ أَلَمْ أَقُلْ لَكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ غَيْبَ السَّماواتِ وَالأَْرْضِ وَأَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَما كُنْتُمْ تَكْتُمُون».
پروردگار تو «اى پيامبر(صلى الله عليه وآله)» به فرشتگان فرمود: من در زمين خليفهاى قرار خواهم داد.