معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٤٦ - موارد استعمال كلمه ى روح در قرآن
در اين مورد بحثهاى زيادى شده است مبنى بر اينكه آيا روح به خود قرآن اطلاق شده و يا آنكه در «اوحينا»، معناى ديگرى گنجانده شده و روح، مفعول فعلىاست كه در اوحينا اشراب و گنجانده شده است؛ يعنى، ارسلنا روحنا و اوحينا اليك. محتواى وحى، روح نيست بلكه محتواى وحى، مفاهيمىاست كه به وسيلهى روح، (= روح القدس؛ روح الامين) ارسال مىشود. و اگر اينگونه معنا كنيم باز مصداق روح، جبرئيل است؛ ولى احتمال دارد كه «اوحينا اليك روحاً» به معنى: «اوحينا اليك القرآن»، باشد؛ در اينصورت، بحث باز مىگردد به اينكه: به چه اعتبارى «قرآن» روح ناميده شده است؟ آيا:
ـ به اين اعتبار است كه قرآن موجب حيات انسان مىشود چنانكه در آيهاى مىفرمايد:
انفال / ٢٤: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا للهِِ وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُم».
كه محتواى رسالت پيامبر(صلى الله عليه وآله)، سرچشمهى زندگى و حيات انسان است و چيزى كه موجب حيات گردد، روح ناميده مىشود. پس قرآن بدين اعتبار، روح نام دارد.
ـ اطلاق روح بر قرآن، به اعتبار حقيقت مجرّد قرآن است، يعنى فراسُوىِ اين الفاظ و خطوط نقش يافته بر كاغذ، قرآن حقيقتى فرازمند و نورانى و مجرّد دارد كه همان مورد مشاهده و دانايى پيامبر(صلى الله عليه وآله) قرار گرفته است و به آن حقيقت چون بسيار شريف و والاست، روح اطلاق شده است.
* * *
در مواردى، روح و فرشتگان را با هم آورده است:
نحل / ٢: «يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ مِنْ أَمْرِه».
فرشتگان را با روح از سوى خدا نازل مىكند.
قدر / ٤: «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِم».
در شب قدر فرشتگان و روح فرود مىآيند.
معارج / ٤: «تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْه».
فرشتگان و روح به سوى خدا عروج مىكنند.
جاى سؤال است كه: آيا اين روح از سنخ فرشتگانست يا برتر از آنان و يا پايينتر از ايشان؟
در برخى از روايات آمده است كه: الرّوح خلق اعظم من جبرئيل.
شايد از برخى ديگر روايات نيز برآيد كه نام يكى از فرشتگانِ بزرگ، روح است.
از اينروى، اين عطف، و اين همراهىِ (=معيّت) روح و فرشتگان، از نوع «ذكر خاص بعد