معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧١ - ٦ ـ رابطه بين پديده هاى جوّى و ارضى
از اين مطالب نتيجه گرفته بود كه «قرآن براى زمان خاصّى بوده است و خود قرآن هم ادّعايى ندارد كه احكامش ابدى است!!».
و سرانجام نويسندهى متديّن!! افاضه مىفرمايند كه: «دين براى بشر لازم است و چون اسلام ويژهى زمان خاصّى بوده است بايد دين جديدى آورد و پيامبر جديدى» مثل اگوست كنت كه پيامبر «دين انسانيّت» بود!!
خوشبختانه، با ارتقاء فرهنگ بشرى، و با بيداريهاى اخير مسلمين به ويژه بر اثر انقلاب مقدس اسلامى ما؛ ديگر ريش اين گونه نسخه پيچيهاى ناشيانهى استعمار فرهنگى نو، در آمده است. امّا اين شخص تقريباً شور ناشيگرى را نيز درآورده است زيرا مصادرهى به مطلوب كرده و همان چيزى را درمقام استدلال(!)، بيان كرده است كه پاسخ كوبندهى ايراد خود اوست؛ آرى اگر قرآن در شمال اروپا نازل مىشد، ناگزير و به دليل تبعيّت از زبانى كه به آن نازل شده بود؛ رعايت فرهنگ و عرف و سنّت و عادات و آداب قومى كه به آن زبان سخن مىگفتند؛ را نيز مىكرد:
ابراهيم(ء) / ٤: «وَما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُول إِلاّ بِلِسانِ قَوْمِه».
هيچ پيامبرى نفرستاديم مگر به همان زبان امتّش.
امّا اين مطلب بهيچوجه دليل اختصاص آن به منطقه خاصّى نبوده و نخواهد بود.
پارهاى لغات ديگر آيات مورد بحث را معنى كنيم و در اين زمينه سخن را بپايان ببريم:
قضب: درختهاى بلند كه شاخههاى كشيده و آويخته دارد مثل بيد مجنون.
غُلب: انبوه باغهايى كه درختانش سر در هم فرو بردهاند.
اَب: علفى كه حيوان از آن استفاده مىكند.
در پايان آيات ياد شده چنانكه ديديم: مىفرمايد:
نازعات / ٣٣: «لَكُمْ وَلأَِنْعامِكُم...».
يعنى همانگونه كه بارها يادآور شديم: قرآن از الله آغازيد و به انسان پايان برد.
٦ ـ رابطه بين پديدههاى جوّى و ارضى
بقره / ٢٢؛ ابراهيم / ٣٢: «وَأَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَراتِ رِزْقاً لَكُم».
آب را از آسمان فرو فرستاد و با آن از ميوهها، روزى شما را فراهم آورد.
ق / ١١ـ٩: «وَنَزَّلْنا مِنَ السَّماءِ ماءً مُبارَكاً فَأَنْبَتْنا بِهِ جَنّات وَحَبَّ الْحَصِيدِ.وَالنَّخْلَ باسِقات لَها طَلْعٌ نَضِيدٌ.رِزْقاً لِلْعِبادِ وَأَحْيَيْنا بِهِ بَلْدَةً مَيْتاً كَذلِكَ الْخُرُوج».