معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦١ - ٤ ـ رعد و برق
پديدهاى تطبيق داد، بلكه نخست بايد آيه را خوب فهميد بعد اگر با قوانين موجود تطبيق كرد چه بهتر وگرنه خود را ملزم به تطبيق نبايد بكنيم.
٤ ـ رعد و برق
رعد / ١٢: «هُوَ الَّذِي يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنْشِىُ السَّحابَ الثِّقال».
اوست كه آذرخش را به شما بيمزا و اميدبخش بنمايد، و ابرهاى سنگين راايجاد كند.
در اين آيه نيز مانند ساير موارد؛ هم به ارتباط خدا تكيه شده است «=هوالذى...» و هم به نقش پديده براى انسان «=يريكم...».
بعد مىفرمايد:
رعد / ١٣: «وَيُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ وَالْمَلائِكَةُ مِنْ خِيفَتِهِ وَيُرْسِلُ الصَّواعِقَ فَيُصِيبُ بِها مَنْ يَشاءُ وَهُمْ يُجادِلُونَ فِي اللهِ وَهُوَ شَدِيدُ الْمِحال».
و تندر، تسبيح گوى اوست از سر سپاس و بزرگداشت و فرشتگان (نيز تسبيح او گويند) از بيم وى و صاعقهها را گسيل مىدارد و به هر كس خواهد، برخورد خواهد داد و آنان در خدا، ستيزه دارند و خدا سترگ نيروست.
نكتههايى عجيب در اين آيه وجود دارد كه مجال وارسى آنها نيست:
تسبيح رعد چيست؟ برخى نادانان و ناآشنايان با ادب و لغت عربى، تسبيح را از مادّه سباحة بمعناى شناورى گرفته و گفتهاند: تسبيح اشياء، تكامل آنهاست؛
يك عرب ساده نيز بدين كسان مىخندد؛ زيرا مفهوم تسبيح؛ هيچ ربطى به شنا و تكامل و... ندارد تسبيح يعنى خدارا منزّه شمردن، آيات زيادى در اين زمينه وجود دارد:
جُمعه / ١: «يُسَبِّحُ للهِِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَْرْض».
آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح خدا مىكند.
اسراء / ٤٤: «وَإِنْ مِنْ شَيْء إِلاّ يُسَبِّحُ بِحَمْدِه[١]».
هيچ چيز نيست مگر كه خداى را به سپاس و بزرگداشت تسبيح گوى است.
حتّى آياتى داريم كه همه چيز خدا را سجده مىكنند و اين آيات متشابه است و بآسانى نمىتوان دريافت كه معناى آنها چيست.
[١] بزرگان ادب فارسى ما نيز، همين دريافت صحيح را از اين آيات داشتهاند؛ سعدى مىفرمايد:
تسيبح گوى تونه بنى آدمند و بس *** هر بلبلى كه نغمه بر آن شاخسار كرد