معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٠ - كيفيت انتزاع مفهوم اذن
اختيارى صادر مىشود، افعال اختيارى انسان قدَرش اين است كه از مجراى اختيار باشد و اگر خلاف اين باشد خلاف تقدير علمى خدا مىشود.
خلاصه، چون خدا مىداند كه هر انسانى چه مىكند، بهمان نحو كه انتخاب مىكند در علم الهى منعكس است و چون آن فعل بنابر نعت اختيار تحقق مىيابد، در علم الهى هم بنابر نعت اختيار منعكس است، خدا مىداند فلان شخص با اختيار خود چه مىكند، اگر غير اختيارى باشد تخلف لازم مىآيد.
* اما تقدير عينى اين است كه براى يك شئ در خارج، اندازهاى ايجاد شود و حدودى معين شود، اينجا ديگر مسألهى علم مطرح نيست، منظور از قدر، اينجا، ايجاد اندازه و مشخص كردن كانال وجودى شيىء است كه اين پديده در چه شرائطى و خصوصياتى و در چه مجرايى بايد تحقق يابد، تقدير خارجى است.
آيا اين منافات با اختيار دارد؟
مىدانيم كه در اين عالم هر چه موجود مىشود داراى حدود و قيود و مشخصاتى است، چيز نامحدود وجود ندارد، همهى موجودات داراى حدودند، همينطور افعال اختيارى و غير اختيارى و فعل و انفعالات فيزيكى و شيميائى و فعل و انفعالات عالم نباتات و حيوانات و انسان و حتى افعال اختيارى انسان هم داراى حدود و شرائطى است. بعنوان نمونه: حرفزدن انسان؛ انسان از راه چشم نمىتواند حرف بزند، براى سخن گفتن جهاز خاص خود لازم است، شُش، حنجره، تارهاى صوتى، زبان، دندان و لب و... بايد سالم باشد تا بتوان حرف بزند. درست است كه حرف زدن عمل اختيارى است اما به اين معنا نيست كه هيچ قيدى ندارد، بلكه همين عمل اختيارى بايد از مجارى خاص تحقق يابد اگر اينها را خدا نداده بود ما همين سخن گفتن اختيارى را نمىتوانستيم انجام دهيم. و همينطور غذا خوردن بايد مرى، معده، روده و... و خلاصه دستگاه گوارش كامل و سالم باشد تا عمل غذا خوردن اختيارى انجام گيرد، بعلاوه بايد در خارج مادهاى قابل خوردن وجود داشته باشد و الاّ خوردن تحقق نمىيابد.
پس بطور كلى آنچه در اين عالم وجود دارد همه داراى حدود و قيودى است كه بدون آنها وجود آنها تحقق نمىيابد و يا دوام پيدا نمىكند، عقل وقتى اينها را ملاحظه مىكند كه اندامهاى بدن انسان متناسب با وجود انسان است و اشيائى هم كه در حول و حوش انسان است چيزهايى است متناسب با او، نور، حرارت، فاصلهى زمين تا خورشيد؛ پس همهى اينها حساب شده است، تا مىرسد به مقدمات افعال اختيارى ما، همان غذا خوردنى كه خدا