معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٦ - موارد استعمال كتاب در قرآن
ندارد و اگر با قرائن قطعى مىدانيم فلان لفظ در چه معنايى به كار رفته است و حقيقةً بكار رفته يا مجازاً و...؛ در چنين موردى؛ پىگيرى در ريشهى كلمه، ذهن را گمراه مىكند. پس كتابت در فارسى عيناً همان نوشتن است.
اما موارد استعمال كتاب در قرآن فرق مىكند:
موارد استعمال كتاب در قرآن
١ـ به معناى نوشتن و نوشته و در مورد حكم تشريعى به كار مىرود:
نساء / ١٠٣: «اِنَّ الصَّلوةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤمِنينَ كِتاباً مَوْقُوتاً».
نماز نوشتهاى است داراى وقت و زمانبندى شده براى مؤمنان. نوشته است يعنى واجب است، تكليفى است. (در اينجا حتى فهميدن اينكه آيا كتاب مجازى است يا حقيقى نيز فائدهاى ندارد، چون مورد استعمال را مىدانيم.)
٢ ـ در مورد كتابهاى آسمانى:
بقره / ٢١٣: «... وَ اَنْزَلَ مَعَهُمُ الْكِتاْبَ بِالْحَقِّ لِيَحْكُمَ بَيْنَ النّاسِ فيمَا اخْتَلَفُوا فيهِ...».
حديد / ٢٥: «... وَ اَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْميزانَ...».
حال چرا كتاب مىفرمايد آيا يعنى ما مِنْ شَأنِهِ اَنْ يُكْتَب و يا اينكه در عالمى ديگر نوشته شده است و يا مثل الواح توراة كه نوشته شده بود و كتابهاى آسمانى ديگر هم نوشتههائى بودند كه بوسيلهى ملائكه براى پيامبران مىآمده، اينها همه وجوهى است، اما بهر حال، مىدانيم كه: چه قرآن در كاغذ نوشته شود و چه فقط در سينهها باشد، اسمش كتاب الله است. مىدانيم آنچه را خدا بر پيامبران نازل فرموده و داراى حقائق و مسائل و معارف و احكامى و... است، اسمش را كتاب گذاشته است.
٣ ـ در مورد نامه اعمال بكار رفته است:
يكى از معتقدات ما كه نصّ قرآن و روايات است، اين است كه هر كس نامهى اعمال دارد و خدا فرشتگانى را امر فرموده كه كارهاى مردم را بنويسند: كراماً كاتبين، روز قيامت اين نامهها را بيرون مىآورند و به دست اشخاص مىدهند، بعضى به دست چپ، بعضى به دست راست، طبق ظاهر آيات و روايات.
اينهم اسمش كتاب است و آيات زيادى دارد در اين زمينه است منجمله:
إسراء / ١٤ـ١٣: «...وَ نُخْرِجُ لَهُ يَوْمَ الْقِيمَةِ كِتاباً يَلْقيهُ مَنْشُوراً؛ اِقْرَأ كِتابَكَ».