معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٨ - موارد استعمال كتاب در قرآن
حفظ كننده است بمعناى حافظ و احتمالا حفيظ به معناى محفوظ هم هست مانند آيهاى ديگر كه مىفرمايد:
بروج / ٢٢: «بَلْ هُوَ قُرانٌ مَجيدٌ فى لَوْح مَحْفُوظ».
يعنى خود كتاب از بين نمىرود.
ب: گاهى با تعبير كتاب مكنون از آن ياد شده است:
واقعه / ٧٨: «اِنَّهُ لَقُرانٌ كِريمٌ فى كِتابٌ مَكْنُون».
ج: و سرانجا در بسيارى آيات تعبير ام الكتاب آمده است كه اين تعبير ام الكتاب مفهومى ديگر را تداعى مىكند، انسان بذهنش مىآيد كه كتابهاى متعددى هست، يكى امّ است و بقيّه فرعى هستند مثل دفتر كل و دفاتر فرعى كه بخشهائى از آن در اينها منعكس است. آياتى هم هست كه: «لِكُلِّ اُمَّة كِتابٌ» و يا «يَمْحُو اللهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ» ولى كتابى هست كه همه چيز در آن منعكس است «وَ عِنْدَهُ اُمُّ الْكِتابِ» روايات هم كم و بيش اين حدس را تقويت مىكند كه يك كتاب اصلى هست كه همه چيز در آن است، از هر كس، هر حادثه، هر زمان و هر مكان: «و لا رَطْبٌ وَ لا يابِسٌ اِلاّ فى كِتاب مِبين» و نيز كتابهائى هست فرعى مثل دفاتر جزئى، براى قومى خاص؛ كتاب الابرار، كتاب الفجّار... پس كتاب اصلى امّ الكتاب است.
بحث ما در اين امّ الكتاب است:
اين امّ الكتاب مخلوق است و مسلّماً خود خدا نيست چون مىفرمايد: «عِنْدَنا» مخلوقى است كه همه چيز در آن هست، منجمله خود قرآن كريم، قرآن كريم در آن جاست: «وَ اِنَّهُ فى اُمِّ الْكِتابِ لَدَيْنا لَعَلىٌّ حَكيمٌ».
حال اينها يعنى چه؟ اين كتاب چيست؟ كجاست؟ چه كاغذى، چه مركبى، با چه خطى؟ و... خلاصه چيست؟ سؤالهايى است كه قرآن نفرموده است و ما هم طبق «اُسْكُتُوا عَمّا سَكَتَ اللهُ عَنْهُ» از پيش خود چيزى نمىگوييم؛ اجمالاً مىفهميم موجودى است كه خدا آنرا آفريده و نمايانگر موجودات ديگر است و كسانى كه صلاحيت مراجعه به آن را داشته باشند و با آن تماس بگيرند مىتوانند حقايق را درك كنند، و كسانى مىتوانند تماس بگيرند مصاديق «لا يَمَسَّهُ اِلاَّ الْمُطَهَّرُونَ» هستند يعنى كسانى كه مطهّر باشند و قدر متيقّن خمسهى طيبه عليهم السلام اند كه:
احزاب / ٣٣: «اِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراً».
مطهران مىتوانند به آن كتاب تماس پيدا كنند و حقائق را درك كنند.
هرچه هست موجود بسيار ارزندهاى است، مكنون است، پيش خداست، عندنا، لدينا.