معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٣ - مفهوم كتاب در كتاب خدا
كتاب است و همه چيز در آن منعكس است. علم خداست باين معنى كه همه يا بعضى مخلوقات خدا در آن منعكس است، كتاب است چون هر كس (كه بتواند) با آن تماس پيدا كند از احوال موجودات ديگر مطلع مىشود. مخلوقى است خارج ذات الهى ولى مال خدا است؛ خدا طورى آنرا آفريده كه علمى باشد براى همهى اشياء.
پس اين «كتاب» از مراتب علم الهى است. در بحث از مراتب فعل الهى دانستيم كه عقل مىتواند براى فعل الهى مراتبى را در نظر بگيرد كه بحسب رتبه، بعضى بر بعضى مقدماند، گرچه از نظر ظرف تحقق همه با هم هستند، يعنى وقتى عقل موجودى را ملاحظه مىكند كه خدا خلق مىكند، كارى انجام مىدهد و صدور اين فعل از او ناآگاهانه نيست، پيش خدا حضور دارد و خدا آن را مىبيند و مىشناسد و مىداند، چون ذات الهى ذاتى است كه احاطه بر همه چيز دارد و هرچه پيدا شود در حضور او پيدا شده و علم هم غير اين نيست كه ذاتى كه صلاحيت درك و علم دارد، چيزى پيش آن ذات حاضر باشد، در اينجا مفهوم علم را هم بهمان معنى كه صفات فعليه را انتزاع مىكرد، در اين مرتبه انتزاع مىكند، اگر اين شيىء زمانى باشد اين صفت علم هم متصف به زمان خواهد شد، كما اينكه ساير صفات الهى كه از مقام فعل انتزاع مىشود در صورتى كه متعلق فعل زمانى باشد؛ صحيح است نسبت زمانى داشته باشد [بلحاظ متعلق].
براى اينكه مطلب روشنتر شود و بهتر در ذهن بماند بجاى مفهوم علم مفهوم رؤيت را بگذاريد، خداى متعال هر چه را خلق كند در حضور اوست و هر چه در حضور اوست مىبيند و اين ديدن نه يعنى با چشم، بلكه يعنى آنچه براى ما بوسيلهى رؤيت حاصل مىشود بنحو اعلى براى خدا حاصل است، اين رؤيت همان علم است، آيا قبل از وجود موجود مرئى مىتوان گفت خدا آن را مىديد؟ نه، رؤيت جايى است كه مرئى باشد.
علمى كه در اين مرحله از فعل خدا اثبات مىشود چنين مفهومى است، غير از علم ذاتى خداست كه همه چيز را بواسطه آن، چه بعد و چه قبل از وجود آن چيز؛ مىداند. اين اعتبارى است كه عقل مىكند، اين بدان معنى نيست كه ذات خدا تغيير مىكند يا حالت جديدى براى او پيدا مىشود كه قبلا نداشته است، يا علم جديدى پيدا مىكند، خير، مفهومى است كه عقل از مقايسهى فعل خدا با مخلوق انتزاع مىكند، مىتوان اسمش را گذاشت علم و يا در مرئيّات گفت: رؤيت و در مسموعات سمع.
منظور اين است كه اين عنوان علم كه در اين مرتبه به خدا نسبت داده مىشود؛ صحيح