معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٩٠ - حل مسأله
حل مسأله
علم در مورد خداى متعال گاه به صورت صفت ذات استعمال مىشود و گاهى به صورت صفت فعل.
علمى كه صفت ذاتى خداست و عين ذات است، تغييرپذير نيست، زمانى نيست، بر همهى زمانها و مكانها احاطه دارد ولى گاهى علم به صورت صفتِ فعل، ذكر مىشود و همهى چيزهايى كه دربارهى صفات فعل گفته شده، دربارهى اين علم هم صادق است. همانطور كه دربارهى اراده، مشيّت و ساير صفات فعل گفتيم كه امورى هستند حادث و معناى حدوث در آنها اين است كه عقل از مقايسهى فعل خدا با ذات الهى اين مفهوم را انتزاع مىكند.
و چون دو طرف دارد يكطرف ذات مقدس حقتعالى و يكطرف مخلوقات ممكنِ زمانىِ محدود، آنچه از اين مقام حكايت مىكند بلحاظ متعلقات مادى زمانى، متصف به زمان هم مىشود، يعنى همانطور كه خلق در يك زمانى واقع مىشود (باين معنى كه مخلوق زمانى است نه اينكه تغييرى در ذات پيدا مىشود)، همچنين مخلوقى كه با علم پديد مىآيد، عقل بينِ خالق و مخلوقش مىسنجد كه آيا با علم صادر شده يا بدون علم، آن وقت مىگويد: خدا دانست، اين «دانست» مفهوم انتزاعى و از صفاتِ فعل است، كه از مقايسهى مخلوق كه امرى است زمانى در ارتباط با خداى متعال انتزاع مىشود؛ و به تبع طرف زمانيش، قابل اتصاف به زمان دانستن است.
اينجور علم قابل اين است كه بگوئيم حادث است، چنانچه در اراده گفتيم، اما حادث است نه به اين معنى كه چيزى در ذات خدا حادث مىشود بلكه بدين معنى كه عقل وقتى اين موجود را با صفات واجب مىسنجد، چنين مفهومى را در ظرف خاصى انتزاع مىكند.
بعبارت ديگر: قبل از اين زمان، مفهومى براى صفت فعل نيست تا اثبات يا نفى شود، قبل از خلق انسان جاى اين نيست كه بگوييم آيا خدا پيش از خلق حضرت آدم(عليه السلام) خالق حضرت آدم(عليه السلام) بوده است يا نه، بايد حضرت آدمى باشد تا بحث خالق بودن او مطرح شود، (البته بدين معنى كه «كَوْنِه بِحَيْثِ اِذا شاءَ يَخْلُقُ» صحيح است امّا بازگشت آن، به قدرت است، ديگر صفت فعل نيست، صفت فعل صفتى است كه حاكى از رابطهى فعل خدا با مخلوقاتش باشد) همهى صفات فعل در رابطه با مخلوق است، بايد وجود مخلوقى فرض شود، امورى است اضافى، يكطرفه نمىشود انتزاع كرد.
پس مىتوان گفت علم در مورد خدا دوگونه استعمال مىشود:
١ ـ صفت ذات كه عين ذات است و زمان ندارد.