معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٨٢ - هدف آفرينش جهان و انسان
آل عمران / ١٥٢: «مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الدُّنْيا وَ مِنْكُمْ مَنْ يُريدُ الاْخِرَةِ».
آيهى ديگر:
هود / ١٢٠ـ١١٩: «وَ لا يَزالوُنَ مُخْتَلِفينَ اِلاّ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذلِكَ خَلَقَهُمْ...».
گفتيم كه دربارهى «لِذلِكَ» دو احتمال هست: ١ ـ للاختلاف ٢ ـ للرحمة.
بهرحال مىدانيم كه انسان در اين دنيا باقى نخواهد ماند بلكه زنده بودن و زندگى كردن انسان در اين جهان، دوران موقتى است كه در اين دوران بايد آزمايش دهد و از اين پس وارد مرحلهاى ديگر از حياة شود تا نتائج آزمايش معلوم گردد، در آن جهان، آزمايش تجديدى ندارد، هر كس وارد آن عالم شد به نتائج قطعى مىرسد و هر چه بگويد:
مؤمنون / ٩٩: «رَبِّ ارْجِعُونى...».
جواب مىگويند «كَلاّ...»
باز به نحوى از آيات استفاده مىشود كه وقتى انسان وارد عالم آخرت شد امكان تدارك گذشته نيست و آنها كه آرزو مىكنند كه گذشتههاى تاريكشان را جبران كنند تقاضايشان اين است كه به دنيا برگردند، برايشان روشن است كه آنجا جاى تدارك نيست.
سجده / ١٢: «رَبَّنا اَبْصَرْنا وَ سَمِعْنا فَارْجِعْنا نَعْمَلْ صالِحاً اِنّا مُوقِنُونَ».
نمىگويند مهلت بدهيد همانجا كار شايسته بكنيم، مىدانند آن نشئه نشئه اختيار نيست، آنجا دوراهى نيست حركت بسوى بهشت و جهنم قهرى و بدون انحراف است لذا مىگويند ما را به عالم اختيار برگردانيد كه دوراهى وجود داشته باشد. پس آن تكاملى كه در اثر اعمال اختيارى است منحصر به اين عالم است: وَ اِنَّ الْيَوْمَ عَمَلٌ وَ لا حِسابَ وَ غَداً حِسابٌ وَ لا عَمَلَ[١]، اگر كسانى هم در آنجا عبادت مىكنند از سنخ عبادت ملائكه است، عبادت براى نتائج و به عنوان تكليف نيست، رواياتى داريم كه بعضى مؤمنين روز قيامت در بهشت از عبادت خدا لذت مىبرند، اما آنجا عبادت وسيلهى تكامل نيست، عين كمال است.
به هر حال آن عملى كه موجب تكامل و يا موجب انحطاط مىشود عمل اختيارى در اين عالم است، اين سبك اختيار در آن عالم نيست، لذا بساط تكليف هم در آنجا برچيده مىشود. پس اين عالم جاى آزمايش است، جاى تكليف است.
بنابراين مىتوانيم بگوييم هدف آفرينش انسان در اين جهان اين است كه آزمايش شود، چون اين جهان، جاى آزمايش است.
[١] نهج البلاغه فيض ص ١١٩ آخر خطبه ٤٢.