معارف قرآن - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - « خدا مورد بازخواست قرار نمى گيرد»
اگر دقت بيشترى كنيم درمىيابيم كه ارادهى خدا به حقيقت انسانها هم در يك سطح تعلق نگرفته است چون انسانهايى هستند كه خودشان، خود را بدبخت مىكنند و مستوجب عذاب الهى مىشوند. خدا كسى را براى عذاب كردن نيافريده «سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ» ارادهى الهى تعلق گرفته است كه انسانهايى خلق شوند كه با ارادهى خود به كمال برسند، و ساير افراد، بالتبع مورد ارادهى الهى قرار گرفتهاند.[١]
«خدا مورد بازخواست قرار نمىگيرد»
از بحثهايى كه مربوط به افعال الهى مىشود اين است كه:
انبياء / ٢٣: «لا يُسْئَلُ عَمّا يَفْعَلُ و هُمْ يُسْأَلُونَ».
خداى متعال از كارى كه انجام مىدهد مورد سؤال قرار نمىگيرد.
بعضى توهم كردهاند كه اين آيه دليل بر اين است كه ارادهى خدا گزافى است و ضابطهاى ندارد، خدا هر كار مىخواهد انجام مىدهد و هيچكس هم نمىتواند بگويد چرا؟ پس اگر ارادهى خدا بر كارى قبيح تعلق گرفت و كارى مخالف حكمت انجام داد كسى نمىتواند بپرسد چرا؟
اين مطلب نظريهى اشاعره را تأييد مىكند و در واقع اين آيه يكى از آياتى است كه اشاعره در باب حسن و قبح در افعال الهى به آن تمسك مىجويند. براى روشن شدن بحث اول بايد در مفهوم خود آيه تأمل كنيم. مقدّمةً بايد عرض كنيم كه سؤال در لغت عربى به ٣ صورت استعمال مىشود:
١ ـ سؤال استعطاء ٢ ـ سؤال استعلام ٢ ـ سؤال مؤاخذه
اينك ببينيم در اين آيه كداميك مراد است؟
١ ـ سؤال استعطاء: اوّلا خود خداى متعال امر فرموده كه از خدا بخواهيد:
نساء / ٣٢: «وَ اَسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ».
پس اين آيه نمىخواهد بگويد نبايد از خدا چيزى درخواست كرد، ثانياً لفظ «عمّا» در آيه با سؤال استعطاء مناسب نيست، چون سؤال استعطاء متعدى بنفسه است، چيزى از خدا درخواست كردن، دو مفعول دارد. در آيهى «وَ اسْئَلُوا اللهَ مِنْ فَضْلِهِ» است. امّا سؤال در آيهى شريف «لا يُسْئَلُ...» با «عن» متعدى شده است.
[١] در بحث از هدف آفرينش، توضيح بيشترى درباره اين مطلب خواهد آمد.