ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٨ - بحثى در بارهء بدا
در حقيقت خدايى را از خود سلب نموده است بنا بر اين ، بايد بگوييم : آنچه كه در عرصهء پهناور هستى به وقوع مى پيوندد ، بمقتضاى مشيت و حكمت بالغهء إلهى است كه بر مبناى واقعيات شايستهء تحقق ، واقع مى گردد ، ولى از آن جهت كه نظم عالم در ارتباط با خداوند ناظم دستگاه آفرينش باز است ( اين سيستم باز است ) و هيچ يك از موجودات و قوانين حاكمه در برابر آن قادر مطلق غير قابل تغيير نيست . همان گونه كه « نسخ » يك حكم كشف از محدوديت مقتضى آن حكم و پايان يافتن آن مى نمايد ، « بدا » نيز كشف از محدوديت مقتضى آن واقعيت مى كند كه در مجراى هستى قرار گرفته بود . حال مى توانيم بگوييم : امير المؤمنين عليه السلام كه پس از پيامبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله عارفترين انسان به مقام شامخ ربوبى بوده است ، بهتر از همه مى دانست كه مقرر شدن قتل او در آن زمان مخصوص و با دست آن پليد و اشقى الأشقيا ، و در محراب مسجد كوفه بحسب قانون قضا و قدر ، نمى تواند در برابر مشيت بالغهء خداوندى بر « محو و اثبات » مقاومت نموده و از نفوذ ارادهء خداوندى جلوگيرى نمايد . و قطعى است كه امير المؤمنين عليه السلام با اشتياق شديد كه به انكشاف واقعيات داشت ، به كشف مشيت نهائى خداوندى در بارهء خبر قتل خود كه پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم به او داده بود ، پرداخته و در صدد آگاهى باين كه آيا در بارهء اين حادثه ، « بدا » صورت خواهد گرفت يا نه بر آمده بود ، ولى خداوند حادثهء مزبور را بجهت امكان « بدا » از وى مخفى داشته است . اين توجيه در بارهء علم ائمه عليهم السلام به همهء خصوصيات شهادت آنان نيز جريان دارد . و اگر كسى اعتراض كند كه همان انتقادى كه پيش از اين وارد كرديم كه « بسيار بعيد بنظر مى رسد كه امير المؤمنين عليه السلام رازهاى ناگشودنى قضا و قدر را با اسرار گشودنى تشخيص نداده و در صدد شناخت رازهاى ناگشودنى بر آيد » باين احتمال نيز وارد است ، پاسخ اين اعتراض روشن است ، زيرا لازمهء كوشش براى شناخت اين كه آيا قتل امير المؤمنين عليه السلام با همهء خصوصياتش مشمول « بدا » خواهد