ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٩ - اينست كه قاعدهء كلى زهرهاى عسلنما كه نخست مى فريبند و جذب ميكنند و عاقبت آدمى را به چنگ مرگ و تباهى مى سپارند ) *
يك عمر معمولى حدّاقل چند بار آنها را مشاهده مى كند ، ولى متأسفانه كمتر كسى ديده مى شود كه از آن قواعد كلى براى حيات خود بهره بردارىها نمايد . و بطور جدى مى توان گفت : « علوم جامعه شناسى و جامعه سازى بدون توجه به آن قواعد كلى ، بر اساس منطقى استوار نمى باشد . » از آن جمله : ١ - آنچه براى انسان خيلى شيرين مى نمايد ، شيرينى آن چيز را بقدرى شديد تلقى كند كه شخصيت انسان را از موقعيت و حدّ طبيعى خود ، منحرف بسازد ، تلخى ناگوارى را بايد بعنوان كيفر تجاوز شخصيت از موقعيت و حدّ طبيعى خود بچشد .
٢ - هر عملى ، عكس العملى دارد كه بالضروره آن را به وجود خواهد آورد . نهايت امر اين است كه مقدارى قابل توجه از عكس العملها در اين زندگانى مشاهده مى شود كه بهترين هشدار براى انسانها است كه بفهمند - < شعر > اين جهان كوه است و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > و اكثر عكس العملها بطور كامل و تمام در سراى ابديت مشاهده خواهد شد ، زيرا مواد و پديدهها و روابط و قوانين حاكم باين دنيا كه « عالم طبيعت است » توانايى بوجود آوردن يا نشان دادن عكس العملهاى بسيار شديد يا بسيار عالى و ممتاز را ندارند .
بعنوان مثال - اگر همهء دنيا تمامى نيروها و استعدادها و امكانات خود را جمع آورى كند كه كيفر قتل عمدى يك انسان بىگناه را در صورت عكس العمل واقعى آن نشان بدهد ، نمى تواند ، و همچنين اگر دنيا با همهء موجوديت خود بخواهد پاداش عالى عدالت و حقگرايى جدّى انبياء و اولياء مانند امير المؤمنين على بن ابي طالب عليه السلام را بدهد ، توانايى آن را ندارد . بنا بر اين < شعر > باش تا خورشيد حشر آيد عيان < / شعر >