ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - اينست كه قاعدهء كلى زهرهاى عسلنما كه نخست مى فريبند و جذب ميكنند و عاقبت آدمى را به چنگ مرگ و تباهى مى سپارند ) *
بدانجهت كه در آن زمان مردم از جمادى بالاتر رفته و به درجهء عالى انسانى و روح ملكوتى نائل مى گردند ، لذا با ديدن و يا شنيدن « هر چه كه در آسمانها و زمين است ، تسبيح او را مى گويند . » تسبيح آنها را مى شنوند ، زيرا همهء آنچه كه در آسمانها و زمين است با نظم شگفت انگيزى كه در همهء آنها است ، مى گويند :
< شعر > ما سميعيم و بصيريم و هشيم با شما نامحرمان ما خامشيم چون شما سوى جمادى مى رويد آگه از جان جمادى كى شويد < / شعر > در آن روزهاى الهى ، فروغى در دلهاى آدميان مى درخشد كه با هر كلمه از كلمات اللَّه و هر آيه اى از آيات اللَّه كه روياروى مى شوند گويى خود مخاطب مستقيم آن كلمات و آيات مى باشند و آنها را از خداوند سبحان مى شنوند . در اين موقع است كه تأويلات نابجا و نظريات بىاساس در بارهء قرآن و تفسير آن ، همه و همه از بين مى روند ، و با ارتباط با كلام اللَّه ناطق انس و الفت حقيقى با قرآن را نائل مى گردند . مكتبهاى ساختگى مخصوصا آن آراء و تفسيراتى كه تحت نفوذ قدرتمندان خود كامه در زمان آل اميه و آل عباس به وجود آمده بود ، همگى بىاساس بودن خود را ظاهر مى سازند .
٤ ، ٦ - و منها : حتّى تقوم الحرب بكم على ساق ، باديا نواجذها ، مملوءة أخلافها ، حلو ارضاعها ، علقما عاقبتها ( و از جملهء اين خطبه است : تا اين كه جنگ با شما برپا شود ، و دندانهاى خود را [ مانند درندگان ] نشان بدهد ، با پستانهائى پر از شير كه نوشيدنش شيرين و عاقبتش زهرآگين باشد . ) اينست كه قاعدهء كلى زهرهاى عسلنما كه نخست مى فريبند و جذب ميكنند و عاقبت آدمى را به چنگ مرگ و تباهى مى سپارند ) * < شعر > لطف و سالوس جهان خوش لقمه ايست كمترش خوركان پر آتش لقمه ايست آتشش پنهان و ذوقش آشكار دود او ظاهر شود پايان كار < / شعر > تاريخ طولانى بشر قواعد كلى فراوانى را به افراد انسانى نشان داده است و هر كسى در