ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٨ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
امر بيان كردهاند .
نه - مطلبى را كه مورتى در اين مورد مطرح مى كند : « در طول تاريخ اديان ، راهنمايان مذهبى اين اطمينان را به ما دادهاند كه اگر ( چنين و چنان كنيم ) . . . پس از تحمل كليهء رياضتهاى ذهنى و بدنى به چيزى ماوراى اين زندگى كوچك دست خواهيم يافت . . . خوشبختانه هيچ يك از مطالب مخالف عقلى كه مورتى در بارهء مذهب مى شمارد ، در اديان توحيدى ابراهيمى كه آخرين آنها دين اسلام است وجود ندارد . اين نويسنده قطعا از دين اسلام كه يك مكتب انسانى ، اجتماعى ، علمى و طرح كنندهء همه عوامل سعادت است ، اطلاعى ندارد . زيرا نه تنها اسلام خلوت گزينى و تنها رفتن به صحراها و كوهستانها و غارها و سرگردان شدن و رفتن با كاسهء گدائى از دهكده اى به دهكدهء ديگر و غير ذلك از امور مختل كننده مغز و روان انسانها را تجويز نكرده است ، بلكه آنها را غير مجاز شمرده و با جملهء « لا سياحة و لا رهبانيّة فى الإسلام » ( كه از پيامبر اسلام ( ص ) نقل شده است ) به ابعاد حيات طبيعى انسانها چه در حالت انفرادى و چه در قلمرو زندگى اجتماعى اهميت اساسى را ابراز نموده است .
اگر نويسنده كمترين اطلاعى از تكاپو و تلاش حياتبخش دانشمندان اسلامى در طول قرون اعصار مخصوصا در قرن سوم و چهارم و پنجم هجرى داشت ، از اين گونه كلى گويىهاى بىمأخذ و بىمدرك خوددارى مى كرد ، ولى چه بايد كرد كه هدفى كه ايشان منظور كرده است ، نگذاشته است كه توجهى به واقعيات و حقائق سرگذشت تاريخى بشر داشته باشد . اين يك امر بديهى است كه اسلام نه تنها مكتب مرتاضان نيست ، بلكه بعنوان يكى از تمدنهاى اصيل تاريخ بشرى ( بقول آلفرد نورث و ايتهد در كتاب سرگذشت انديشهها ) محسوب مى شود . بطور كلى ، حال كه خود مورتى از دنيا رفته است به مطالعه كنندگان كتابهاى وى مخصوصا همين كتاب كه مورد بررسى و نقد ما است ، پيشنهاد مى كنيم ، پس از آنكه اين كتاب ( رهايى از دانستگى ) را مطالعه كردند ، چند