ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣١ - تجديد سفسطه بازىهاى يونان باستان براى تخليه مغز ساده لوحان در دوران معاصر به وسيله مورتى
نابكارانه نشده است مگر آزادى و داد و فريادهاى فراوانى كه در ترويج اين حقيقت صورت گرفته است موجب تخدير مردم جوامع نگشته است با اين حال ايمان به علم و آزادى و ديگر وسائل پيشرفت بشرى براى هميشه مطلوب ضرورى انسانها بوده و اعراض از آنها هيچ نتيجه اى جز سقوط انسان و انسانيت را در بر نخواهد داشت .
پنج - جاى تعجب است كه نويسنده نفهمد كه ايمان باين كه « انسان استعداد وصول به كمال در ابعاد مختلف دارد و بايد تا حد مقدور اين استعداد را به فعليت برساند » نه تنها منجر به خشونت نمى شود ، بلكه بدانجهت كه وحدت و هماهنگى انسانها در « حيات معقول » در ماهيت كمال تضمين شده است ، حتما منجر به تعاون و مهر و محبت و برادرى و برابرىهاى نشاط انگيز خواهد بود . همچنين باور كردنى نيست كه شخص خردمند ايمان به خدا را كه نه تنها ذاتا موجب خشونت نيست ، رها كند ، بلكه بهترين عامل براى عطوفت و محبت افراد نوع بشر بيكديگر است ، زيرا كه شخص با ايمان به خداى حقيقى ، نه خدايان ساختهء ذهن بشرى ، همه انسانها را نهالهاى باغ خداوندى مى داند و كمترين تعدى و تجاوز به آنان را جرم بزرگ تلقى مى نمايد . شما همه فرهنگها و مخصوصا ادبيات اقوام و ملل متمدن را مطالعه كنيد و با دقت لازم و كافى در محتويات آنها بينديشيد ، خواهيد ديد همه آنها در اين اصل اتفاق نظر دارند كه : - < شعر > اين همه عربده و مستى و ناسازى چيست نه همه همره و هم قافله و همزادند < / شعر > مولوى < شعر > بنى آدم اعضاى يكديگرند كه در آفرينش ز يك گوهرند چو عضوى به درد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار تو كز محنت ديگران بيغمى نشايد كه نامت نهند آدمى < / شعر > سعدى < شعر > خلق همه يكسره نهال خدايند هيچ نه بشكن ازين نهال و نه بر كن < / شعر >