ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٤ - ٨ - فرهنگ گرايى
آن عده از احكام اسلامى كه زندگى با فرهنگ پويا و هدفدار را در مسير « حيات معقول » مطلوب معرفى مى كند ، احكام اوليه و ثابت مى باشند ، زيرا علَّت گرايش به چنان فرهنگ در انسان كاملًا ريشه دار است و كسانى كه چه در گذشته و چه در دوران معاصر فرهنگگرايى را از انسان منفى مى دانند ، يا معناى انسان را نمى فهمند و يا با مفهوم فرهنگ آشنايى ندارند .
فرهنگ از ديدگاه اسلام محصول زندگى با حيات شايسته و كرامت و آزادى مسئولانه و احساس برين تكليف است باضافهء اخلاق نيكوى فردى و جمعى و با يكرنگى عقل سليم و وجدان پاك و معرفت به آن چه كه در زندگى در دو قلمرو مزبور با آن ارتباط داريم .
منشأ احكام ثابت فرهنگ مزبور ، اشتياق جدى انسان به داشتن حيات شايسته است ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَجِيبُوا لِلَّه وَلِلرَّسُولِ إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ ) [ الانفال آيه ٢٤ ] ( اى مردمى كه ايمان آوردهايد ، استجابت كنيد ( بپذيريد ) دعوت خدا و رسول او را به آن چه كه براى شما حياتبخش مى باشد . ) و بديهى است كه ادامه و ادارهء حيات طبيعى محض احتياج به پذيرش دعوت انبياء ندارد ، زيرا انسان در اين حيات طبيعى مانند ديگر حيوانات است كه غرايز او باضافهء تفكرات و ديگر نيروهاى مغزى وى مى توانند مديريت حيات طبيعى او را به عهده بگيرند ، پس واضح مى شود كه منظور « حيات معقول » ( حيات با فرهنگ پويا و هدفدار ) است . در آيهء ديگر چنين آمده است : ( مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْيِيَنَّه حَياةً طَيِّبَةً ) [ النحل آيه ٩٧ ] ( هر كسى از مرد يا زن عمل صالح انجام بدهد در حالى كه با ايمان است ، ما او را در زندگى به حياة طيّبه ( پاكيزه ) نائل مى سازيم . ) بديهى است كه اين حيات طيبه همان « حيات معقول » است كه پاسخگوى همهء نيازهاى معنوى آدمى است . باز مى فرمايد : ( قُلْ إِنَّ صَلاتِي وَنُسُكِي وَمَحْيايَ وَمَماتِي لِلَّه رَبِّ الْعالَمِينَ ) [ الانعام آيه ١٦٢ ] ( به آنان بگو : نماز و عبادت و زندگى و مرگ