ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٤ - كوشش و تلاش فراوانى براى حلّ راز اين امر نمودم ، ولى خداوند آشكار شدن اين راز را نمى خواست
مى شود ، گويى چنان است كه مرگ به دنبال او مى دود ، نه اين كه او به طرف مرگ حركت مى كند كه با اغفال خويشتن از حركت ، گمان كند كه مرگ را به تأخير انداخته است بنا بر اين ، اگر انسان جدىترين تلاش و چاره جويى را براى فرار از مرگ يا براى تأخير انداختن آن ، انجام بدهد ، باز لحظاتى را كه در آن تلاش و چاره جوئى صرف مى كند ، خود را به مرگ نزديك مى كند ، يا مرگ براى او نزديكتر مى گردد .
٥ ، - كم أطردت الأيّام أبحثها عن مكنون هذا الأمر فأبى الله إلَّا إخفائه ، هيهات علم مخزون ( بسا روزهايى را كه در كاوش از راز نهانى اين امر ، پشت سر گذاشتم ، ولى خداوند سبحان نخواست مگر پوشيده داشتن آن را ، هيهات : علم به حقيقت اين امر نهفته و براى هيچ كس آشكار نيست . ) كوشش و تلاش فراوانى براى حلّ راز اين امر نمودم ، ولى خداوند آشكار شدن اين راز را نمى خواست در تفسير اين امر ( راز نهانى ) كه امير المؤمنين عليه السلام در اين سخنان مبارك فرموده است ، اختلاف نظر وجود دارد . ابن ابى الحديد و ابن ميثم بحرانى مى گويند : منظور آن حضرت از « امر مخفى » چگونگى قتل او و زمان و مكان آن بوده است .
اين نظريه را محقق مرحوم هاشمى خويى مردود مى شمارد و مى گويد : اين نظريه با توجه به كثرت دلائلى كه علم امير المؤمنين عليه السلام را به همهء خصوصيات شهادتش بيان كرده است ، قابل قبول نيست . سپس مرحوم هاشمى خويى در توضيح « امر مخفى » چنين مى گويد : « ممكن است امر مخفى را بدين نحو توجيه نمود كه مقصود آن حضرت : مخفى بودن حق بر مردم و مظلوميت اهل حق و غلبهء باطل و اصحاب و ياران باطل و كثرت كمككنندگان آن است ، زيرا آن بزرگوار در آغاز امر حكومت براى گرفتن حق خود ، نهايت كوشش را انجام داد و با اين حال به مقصود خود نرسيد . و حوادثى به جريان افتاد كه مثل آنها به قلب هيچ كس خطور نمى كرد ، و در آخر كار هم كه نوبت خلافت به او