ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣١ - ترجمهء خطبهء صد و چهل و نهم
مهربان و دينى است محكم و مستقيم و امامى است دانا . من تا ديروز با شما بودم . و امروز عبرتى براى شما هستم . و فردا از شما جدا مى شوم . خداوند مرا و شما را ببخشايد ، اگر پايم در اين لغزشگاه بر جاى ماند كه به زندگىام ادامه خواهم داد ، و اگر پايم در اين ورطه ، بلغزد ، [ و رخت از اين دنيا بربندم ، موجب شگفتى نيست ] زيرا زندگى ما در سايههاى شاخسارها و محل وزش باد و زير سايهء ابرى بودكه تراكم انبوهش در فضا از بين رفت ، و نشانههاى آن از روى زمين محو گشت . [ عوامل بقاء حيات ما همانند سايهها و بادها و ابرهايى است كه در حركت رو به فنا است ] و جز اين نيست كه من همسايه اى بودم كه روزگارى بدنم مجاورت با شما داشت . و بهمين زودى بدنى خالى از روح ، از من خواهيد يافت . كه پس از حركت ساكن شده است و بعد از گويايى خاموش . باشد كه آرامش [ ابدى ] و از حركت افتادن چشمان و سكون اعضاى بدنم . پندى براى شما باشد ، زيرا موعظه اى كه اين آرامش و بىاراده افتادن براى كسانى كه بخواهند عبرت بگيرند از سخن و منطق رساو گفتار شنيدنى مؤثرتر است . وداع من با شما وداع مرديست كه انتظار ديدار را دارد . فردا روزگارى را كه من ميان شما سپرى كردهام خواهيد ديد . در آن روزهاى آينده نهانىهاى من براى شما آشكار مى گردد . و خواهيد شناخت مرا پس از آنكه جاى من در جامعهء شما خالى گشت و كسى ديگر بجاى من نشست .