ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٧ - انسان و انديشه و تعقل
شويم : انديشه عبارت است از آن فعاليت واقعيابى در مغز كه مقيد به حركت در مسير اصول و قواعد پذيرفته شده قبلى نمى باشد ، در حالى كه تعقل عبارتست از فعاليت مغز براى واقعيابى در پرتو اصول و قواعد پذيرفته شده . و چون مقالات و كتابهايى كه براى تخليهء مغزها نوشته شده است شامل هر دو نوع فعاليت مى باشد ، لذا بحث و بررسى ما براى هر دو نوع تعميم دارد .
نكتهء دوم - اهتمام شديد ما براى توضيح و بررسى اين مسئله بدان جهت است كه اين كه امير المؤمنين عليه السلام در اين خطبهء مباركه مى فرمايد : « تا آن گاه كه عقول از سر رفتهء عرب به مغزشان برگردد ، در حقيقت خود دليل آن است كه عقول انسانها كه ممكن است بجهت هوسبازىهاى خود خواهانه از سر آنان برود و بار ديگر با دگرگونىهاى مناسب به مغزهاى آنان برگردد ، همچنين محال نيست كه عقول و عواطفى كه بوسيلهء زندگى ماشينى و عوامل ديگر ، مغزها را وداع كردهاند بار ديگر ، جوانه بزنند و انسان را به خود بياورند .
انسان و انديشه و تعقل حتمى است كه مطالعه كنندهء ارجمند اين مبحث با تعجب فراوان از خود خواهد پرسيد : مگر در ضرورت و عظمت و ارزش انديشه و اين كه بزرگترين عامل پيشرفت بشر در طول تاريخ تفكرات او بوده است ، كمترين ترديدى وجود دارد كه ما امروز با صرف وقت و مستهلك ساختن انرژىهاى مغزى اثبات كنيم كه اگر انديشه نبود ، بقول باستانشناسان : نوع انسانى تاكنون در غارنشينى دورانهاى ابتدائى مشغول خميازه كشيدن بود . اين همه علوم و فرهنگها و هنرها و فلسفهها و تكنولوژيها همه و همه از نتايج انديشه و واقعگرايى و علاقه به گسترش من در عرصه وجود بوده است . آيا با اين حال كسى مى تواند بگويد كه تفكر يك فعاليت زائد ، بلكه مضريست كه در مغز بشر به وجود مى آيد و او را از زندگى حقيقى باز مى دارد