ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٧ - كيهان بزرگ با دستور خداوندى در مجراى قوانين خود در جريان است و شما از اين جريان برخوردار مى شويد
آن موجودات ( زمينى و آسمانى ) با دستور خداوندى به فعاليت خود مشغولند ، از اين اشتغال حكمتآميز شما برخوردار مى شويد و مصالح خود را به دست مى آوريد و مفاسد را از خود دفع مى نماييد . امّا اين كه همهء اجزاء و پديدهها و روابط و حركت و تحول اين كيهان بزرگ كه ما با نظر به بعد طبيعى ، جزئى ناچيز از آن هستيم ، پيرو دستور خداوندى بوده ، و حافظ قوانين جاريه در آنها خداوند سبحان است . با طرق علمى و فلسفى و منابع اسلامى كاملا قابل اثبات مى باشد . تنها بعنوان نمونه : شما مى توانيد باين حقيقت علمى محض توجه كنيد كه - آنچه كه در جهان عينى مى گذرد و قابل مشاهدات حسّى و علمى است ، جريان پديدههاى بىشمار به ترتيب دو موقعيت ( علَّى و معلولى ) است بدون اين كه خود رابطهء ضرورى « عليت » قابل مشاهدهء حسى و علمى مستند به حسّ بوده باشد . حال ، اين سؤال پيش مى آيد كه چرا همه چيز از همه چيز صادر نمى گردد بلكه همواره واقعيات معينى ( علتها ) هستند كه واقعيات معين ديگرى ( معلولها ) را به وجود مى آورند . بنا به نقل برتراندراسل از ديويد هيوم ، او ( هيوم ) مى گويد : « من نمى دانم » اين پاسخ ناشى از فروتنى نيست ، زيرا هر متفكرى كه نتواند ثابتهاى گردانندهء متغيرات عالم هستى را كه مستند به خدا است بپذيرد هيچ چاره اى جز همين كه بگويد : « من نمى دانم » ندارد . ولى با نظر به كلام مبارك امير المؤمنين عليه السلام پاسخ كامل به مسئلهء مورد بحث داده مى شود و جهل ما به علم مبدل مى گردد . مضمون كلام آن حضرت با قالب ادبى چنين مى شود :
< شعر > قرنها بگذشت و اين قرن نويست ماه آن ماه است آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم گر چه مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى برقرار و بر دوام شد مبدل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > مولوى