روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٥ - مقدمه
داشت، لیکن در مواردی همراهان خط امام خود را از نیش انتقادات خود بی بهره نمی گذاشت و نشان می داد اگر بتواند مایل به موج سواری انحصاری است و البته برای حل و فصل قضیه طبق تفکر خود بعضاً عملی هم نشان می داد که همین جا تفاوت وی با حرکت اصلی نظام معلوم می شد.
در اواخر دورة کتاب حاضر با یک درگیری که گروه های مارکسیستی علیه آقای هاشمی رفسنجانی در دانشگاه تبریز به راه انداختند، حرکتی در دانشگاه تبریز و سپس در کلیه دانشگاه ها شروع شد که بعداً به انقلاب فرهنگی موسوم گردید. هرچند در دورة کتاب بعدی تکلیف نهایی این حرکت، روشن می شود، امّا در کتاب حاضر نیز حوادث به اندازه کافی گویای این هستند که چشم انداز جدیدی در تقابل جریان های سیاسی گشوده شده است.
درباره تحرکات یاد شده در دانشگاه ها هر دو جناح حکومت در اینکه این فرصتی برای حل و فصل وضعیت دانشگاه هاست متفق النظر بودند. هیچ یک مایل نبودند که دانشگاه ها به صورت یک حوزه خارج از اعمال حاکمیت نظام و ستادی برای بسیج و تجهیز و عضو گیری گروه هایی باقی بماند که به هیچ وجه حاضر نیستند شأن سیاسی - نظامی خود را با یک شأن سیاسی عوض کنند. گروه هایی که به رغم وزن سیاسی نسبتاً قابل توجه و غیرقابل صرف نظر کردن، هیچ کدام، به جز مجاهدین خلق، موفق نشده بودند حداقل وزن اجتماعی لازم برای حرکت خود را کسب کنند. این بود که دانشگاه ها برای آنان سنگری حیاتی و حذف آنان از دانشگاه ها به معنای یک شکست بزرگ غیرقابل جبران محسوب می شد.
در سطح دانشجویی، درگیری بین دانشجویان طرفدار گروه ها و دانشجویان مسلمان طرفدار نظام بود. حرکت قبلی و جمعی انجمن های اسلامی و سازمان های دانشجویان مسلمان دانشگاه های سراسر کشور که بعدها عنوان "دفتر تحکیم وحدت" گرفت، به اندازه کافی آنها را نیرومند کرده بود که بتوانند درگیری دانشجویی را به سود خود جلو ببرند. امّا در واقع این یک قضیه دانشجویی نبود بلکه عقبة آن آشکارا عرصه ای از درگیری وسیع تری بود. یک طرف درگیری گروه هایی غالباً سیاسی - نظامی بودند که به هیچ وجه راضی و حاضر به پذیرش حاکمیت جدید - که دارای مشروعیت سیاسی و مردمی بسیار بالایی بود - نبودند. اینان که توان کافی هم برای درگیری نداشتند، در دانشگاه ها و جنبش دانشجویی امکانات ممتاز و منحصر به فردی یافته بودند که می توانست تا حدی به آمادگی و افزایش توانایی آنها کمک و آنها را برای روزهای درگیری آتی حفظ کند. طرف دیگر نیز هواداران نظام و در عمل، نهادهای آن قرار داشتند. از نظر اینان نیز تکلیف بسیار روشن بود؛ گروه ها بایستی دانشگاه ها را تخلیه می کردند در بیرون به مثابه یک گروه سیاسی و نه شبه نظامی در چارچوب قانون به فعالیت خود ادامه می دادند.
در نهایت، در اواخر فروردین حرکت دانشجویان مسلمان به سرعت گسترش یافت. در