روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٢٧٠ - روزشمار جنگ شنبه ٩ فروردین ١٣٥٩١٢ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢٩ مارس ١٩٨٠
می یابد" به چاپ رسیده است. این بررسی طبق دیدگاه خاص حزب توده، فقط بخشی از جریان های ضدنظام در غرب کشور را شامل می شود و گروه های سیاسی - قومی غیرمذهبی که محور اقدامات مسلحانة ضد دولت در بیش تر مناطق کردنشین هستند، مسکوت مانده اند.[١] متن کامل این بررسی چنین است:
«ضدانقلاب بر فعالیت های مخرب خود در کردستان افزوده است. نمونه های زیر بیانگر این فعالیت دامنه دار و خطرناک است:
١- شیخ جلال حسینی که تعداد زیادی مزدور دارد، از همکاران نزدیک رژیم بعثی عراق و رابط بین گروه های ضدانقلابی فعال در کردستان و رژیم بعثی عراق است. اسلحه های ارسالی از سوی عراق، توسط این شخص تحویل دفتر عزالدین حسینی، کومه له و گروه های مرتجع مکریان می شود. در تاریخ ١٢/١٠/٥٨ در اردوگاه پناهندگان ایران در حلبچه، شیخ جلال حسینی ضمن یک سخنرانی برای حاضرین، از صدام حسین و رژیم بعثی عراق به عنوان پدر و ناجی خلق کُرد یاد کرد. این شخص در مدارس و شهرهای عراق نیز ضمن تشریح وارونة اوضاع ایران، به نفع رژیم بعثی عراق تبلیغ می کند. مرکز فعالیت این شخص در اطراف بانه، سردشت، مریوان و مکریان است.
٢- حامد محمد طاهربیگ و محمد محمد طاهربیگ، از عناصر پلید ساواک در نوسود و پاوه هستند. افراد مذکور پس از سال ها که در خارج ایران به سر می بردند، به کردستان ایران بازگشته اند و مشغول فعالیت های تخریبی هستند. افراد وابسته به این دو شخص که در بانه ور، واقع در منطقه ازگله و باباخانی استان کرمانشاهان فعالیت می کنند، در حدود ٤٠٠ نفرند و ماهیانه ٧٠ دینار عراقی حقوق می گیرند. این مبلغ متناسب با تعداد افراد خانواده (برای هر عضو خانواده ١٠ دینار) افزایش می یابد.
حامد و محمد طاهربیگ با مصطفی ایناخی (از همکاران نزدیک کورش لاشائی و عضو سازمان انقلابی اخیراً رنجبر) و همچنین با احمد ایناخی، حاج یوسف شیخ سله اهل شیخ صالح، فتّاح امین بیگ، جهانگیر یوسفی، صالح سیدمراد، عبدالله سیدمراد، کریمی، نادر احمد، محمود نظری، محمدکریم رحیمی، سردار جاف و شیخ جلال حسینی همکاری نزدیک دارند. این افراد - به جز شیخ جلال حسینی که فعالیت خود را در اطراف مریوان، بانه
[١] در گزارش ١٣٨ روزشمار امروز، دو جریان کلی متمایز فعال در غرب کشور را اجمالاً معرفی کردیم. حزب توده معمولاً با جریان اول به مرزبندی می پردازد و بر ضدآن افشاگری می کند؛ اما به دلیل قرابت بینشی و تا حد زیادی همراهی استراتژیک با جریان دوم، با آنها برخورد جذبی تأییدآمیز می کند و تنها به پاره ای روش های آنان اشکال وارد می سازد. البته استثنائاً گروه کومه له را به دلیل این که مائوئیست است (نه به دلیل عملکرد و خط مشی) به کلی ضد انقلاب می شمارد و با آن برخورد خصمانه می کند. همچنین با گروه ها و محفل های کوچک مائوئیست که در کردستان فعالند نیز چنین رفتاری دارد. مسئلة دیگر این که حزب توده در حزب دمکرات بعدها انشعابی از متحدان خویش ایجاد کرد که به پیروان کنگرة چهارم معروف شدند.