روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٩٥٥ - روزشمار جنگ دوشنبه ٢٥ فروردین ١٣٥٩٢٨ جمادیالاولی ١٤٠٠ ١٤ آوریل ١٩٨٧
ضمیمة گزارش ٥٦٣: گزارش روزنامه نامه مردم دربارة رانده شدگان از عراق
روزنامة نامة مردم امروز گزارشی دارد به نقل از خبرنگار اعزامی خود به مرز خسروی که در آن به تشریح اوضاع رانده شد گان پرداخته است. در این گزارش آمده است:
«اخراج ایرانیان از طرف رژیم جنایت پیشة بعثی عراق همچنان ادامه دارد. هر روز صدها زن و کودک و پیرمرد ایرانی بعد از طی کیلومترها راه، با پاهای خون آلود، گرسنه و تشنه به خاک ایران می رسند.
رانده شد گان ایرانی که به خاک ایران رسیده اند، می گویند: "مأموران عراقی شب ها به خانه ها یورش می برند؛ ایرانیان را از خواب بیدار می کنند؛آنها را مورد ضرب و شتم قرار می دهند؛ جوانان ١٨ تا ٢٢ ساله را از خانه می برند و به زندان می اندازند؛ اموال ایرانیان را ضبط می کنند؛ زن ها، کودکان خردسال و پیرزن ها و پیرمرد ها را بدون این که فرصت پوشیدن لباس پیدا کنند، از خانه ها بیرون می کشند؛ آنها را توی کامیون ها می ریزند و به چند کیلومتری مرز ایران می آورند و در میان بیابان رها می کنند."
خبرنگار نامة مردم از مرز خسروی می نویسد: ... این گروه های انسانی که رژیم جنایتکار بعثی عراق آنها را رانده است، وقتی به مرز ایران می رسند، ساعت ها در بیابان بی آب راه رفته اند. در میان آنها از کودک چند روزه تا مردان سالخورده دیده می شود. بیش ترشان زنان و دختران هستند. بچه های شیرخواره از فرط تشنگی بیهوش شده اند. آنها در آغوش مادرانی قرار دارند که قدرت حرف زدن ندارند. در کنار شان پیرمردانی هستند که کیلومتر ها در صحرا با عصا راه رفته اند. زنانی که پسران جوانشان را در خاک عراق بازداشت کرده اند، از مأمورین ایرانی تقاضای کمک برای آزاد شدن آنها را دارند. " فاطمه حسن علی" همسر محمدجواد، یکی از زنانی است که تازه به مرز رسیده؛ چهار فرزند خردسال همراه دارد؛ می گوید: "پدر و مادر من اصفهانی هستند. همراه آنها در عراق بزرگ شده ام. شوهرم عراقی است. با چهار کودک خردسالم سیما، نادیه، احمد و شهناز در بغداد زندگی می کردیم و مغازة سلمانی داشتیم. برادر و خواهرهایم حالا در بغداد هستند. خانة ما را ضبط کردند و خودمان را با کامیون به مرز آوردند." پیرزنی از راه می رسد؛ روی زمین می افتد؛ به زحمت حرف می زند؛ چشمهایش پر از اشک است؛ می گوید: یک دختر و دو پسر جوانم را دستگیر کردند؛ تمام اموالمان را ضبط و مرا بیرون کردند.
خبرنگار نامة مردم که در نزدیکی سرپل ذهاب از اردوگاه ایرانیان رانده شده از عراق، دیدن کرده است، اضافه می کند: ... اکثریت رانده شدگان را کسانی تشکیل می دهند که خانوادة آنها از ٥٠ سال پیش در شهرهای کربلا، کاظمین، سلیمانیه و کرکوک زندگی می کرده اند. به گفتة خودشان ٣٠ تا ٤٠ درصد آنها عرب هایی هستند که فقط به دلیل شیعه بودن اخراج شده اند.
بزرگ ترین نگرانی همة این خانواده ها که با زور سرنیزه از خانة خود بیرون کشیده شده اند، بازداشت جوانان ١٨ تا ٢٢ ساله شان در عراق است. ... زن دیگری می گوید: حتی نگذاشتند کودک شیرخواره ام را با خودم بیاورم؛ شدیداً نگران حال او هستم.»[١]
ضمیمة گزارش ٥٦٩: گزارش رویتر از مطالب روزنامه های ترکیه درباره مهار بحران ایران و ترکیه
مطالب روز بعد روزنامه های ترکیه به نحوی ارائه شد که نشان می دهد تُرک ها بدون این که حرفشان را پس بگیرند، بروز وخامت و اخلال در مناسبات دو کشور را مهار کردند. به گزارش رویتر از آنکارا، روزنامه های ترکیه گزارش دادند که هواپیماها و هلی کوپترهای ایران، پریروز، اندکی، از مرز مشترک به فضای هوایی ترکیه وارد شده اند. هواپیما و سه هلی کوپتر ایران بعد از ظهر پریروز از نقطه ای در نزدیکی مرز ترکیه عبور کرده اند و آن جا را که در مجاورت ژاندارمری مرزی ترکیه بود، بمباران کرده اند. مقامات ترکیه دریافته اند که این اقدام هلی کوپترها عمدی نبوده است و ضایعاتی به بار نیاورده است. علت این مسئله فقدان ارتباط در منطقة خاک ایران در مجاورت کردستان و مرز ترکیه بوده است.[٢]
[١] مأخذ ٨٠، ص٧.
[٢] مأخذ ٢٣.