روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٦٠٨ - روزشمار جنگ دوشنبه ١٨ فروردین ١٣٥٩٢١ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٧ آوریل ١٩٨٠
"حمله و هجوم به کتاب فروشی ها، دفاتر روزنامه ها و نشریات، آتش زدن مطبوعات و ضرب و شتم و بازداشت خبرنگاران مطبوعات مترقی و مردمی در گوشه و کنار مملکت" محکوم شده است و از مقام ریاست جمهوری و مراجع صالح قضایی درخواست شده است که عوامل گردانندة این جریانات را تعقیب و مجازات کنند. همچنین روزنامة بامداد در همین شماره خبر داد که بیش از ٤٠ گروه، انجمن و کانون سیاسی و صنفی دیگر از هواداران مجاهدین خلق، نامه های سرگشاده ای به امام خمینی نوشتند و با بررسی توطئه های امپریالیسم امریکا در منطقه و ایران بر ضد نیروهای ترقی خواه ضد امپریالیست، خواستار رهنمودهای رهبری انقلاب و امام امت شدند؛ رهنمودهایی در جهت جلوگیری از توطئه های داخلی، حملات گسترده برضد نیروهای انقلابی از جمله مجاهدین خلق، و ممانعت از تشنج در آستانة مرحلة دوم انتخابات مجلس شورای ملی.[١]
یادآوری می شود روزنامة نامة مردم ارگان حزب تودة ایران نیز در شمارة امروز خود، گزارشی از حملات صورت گرفته به محل فروش نشریات و کتب این حزب در شهرهای دماوند و بندرعباس درج کرد و ازمسئولان خواستارمجازات مسببان این گونه حوادث شد.[٢]
٣٥٥
در میان انبوه نشریاتی که در این روزها به چاپ می رسد، امروز شصت وچهارمین شمارة هفته نامة "حقیقت"، ارگان "اتحادیة کمونیست های ایران"[٣] منتشر شد. برای آشنایی با موضع گیری های سیاسی این گروه، به بخشی از مطالب این شمارة نشریه دربارة موضوعات مختلف روز، اشاره می شود.
این گروه در زمینة پیام نوروزی امام خمینی چنین موضع گیری کرد: این پیام مطمئناً مستمسکی خواهد شد در دست مرتجعان و بورژوازی و باندهای ضدانقلابی حاکم، برای یورش مجدد به انقلاب و دستاوردهای آن و نیروهای انقلابی؛ مستمسکی خواهد گردید در دست آنان برای بازآمدن خرده بورژوازی بر ضد طبقة کارگر و دیگر زحمتکشان و تفرقه در صفوف مردم. نیروهای انقلابی باید متحدانه در مقابل این یورش احتمالی مقاومت کنند. رهنمودهای عام آیت الله خمینی نیز راه به جایی نمی تواند ببرد و در دست بورژوازی راست
[١] روزنامه بامداد، ١٨/١/١٣٥٩، ص ٩.
[٢] مأخذ٣٣، ص ٦.
[٣] "اتحادیة کمونیست ها" بعد از فرار بنی صدر و مسعود رجوی به پاریس، جزء محاربان، در معرض سرکوب و پیگرد جدی قرار گرفت و سرانجام در بهمن ١٣٦٠ تحت عنوان سربداران، واقعة آمل را ایجاد کرد. در واقعة مزبور، عناصری از این گروه با حضور مسلحانه در این شهر و به خیال پیوستن مردم به آنان، بر ضد سپاه و نیروهای انتظامی شهر اقدام کردند؛ اما این کار به بروز رفتاری از سوی مردم منجر شد که کاملاً عکس پیش بینی آنان بود و به نابودی عناصر مزبور انجامید. این واقعة تعجب آور و غیرعقلانی، در داخل و خارج کشور بازتاب وسیعی داشت و تفرد و انزوای گروه های محارب را حتی در مناطقی که از نظر آنان "مساعد" تلقی می شد، به خوبی نشان داد و نیز میزان توهم و درک نادرست آنان از پایگاه مردمی نظام و خط امام را کاملاً آشکار کرد.