روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٤٠٨ - روزشمار جنگ چهارشنبه ١٣ فروردین ١٣٥٩١٦ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٢ آوریل ١٩٨٠
همان "باقی ماندة ارتش شاه جنایتکار" هستند... مگر درجه دارانی که در دانشگاه تحصن کرده بوند چه می خواستند و چه می گفتند؟ آنها می گفتند: "مردم به هوش باشید! فرماندهان خائن در فکر کودتایند." آنها می گفتند که فلاحی ها و علوی ها وابسته به امپریالیسم و دست پروردة ارتش جنایتکار شاه هستند؛ به همین خاطر اعتصاب کرده بودند... آیا هر اعتصابی در ارتش بد است؟ آیا وقتی تیمسار علوی ها در رأس ارتش هستند، باز هم پرسنل مبارز ارتش نباید حق اعتراض داشته باشد؟... تمام تلاش طبقة سرمایه دار ایران و امپریالیسم امریکا و شاه جنایتکار آن بوده است که توده های ارتش از مردم جدا باشند؛ از درد مردم بی خبر باشند؛ سربازان، درجه داران و افسران جزء، سیاسی نشوند؛ چون در غیر این صورت به روی زحمتکشان آتش نمی کنند؛ چون در غیر این صورت به مزدور سرمایه داران بدل نمی شوند. چرا به جای اعتماد به سربازان و درجه داران و افسران جزء میهن پرست که از صمیم قلب، دشمن شاه و امپریالیسم امریکا هستند و در عمل هم به اثبات رسانده اند، امروز به ظهیرنژادها، فلاحی ها، باقری ها، شاکرها و سایر نوکران شاه اطمینان می شود؟ چرا عدم اطاعت از این فرماندهان را بی نظمی و ناامنی می گویند؟»[١]
این سازمان در ادامة بررسی پیام نوروزی امام می نویسد: «بند پنجم پیام می گوید: مردم هر شهر به محض اطلاع از اعتصاب هر کارخانه، خود را به آن جا برسانند و ببینند آنان چه می گویند. باید ضد انقلاب را شناسایی و به مردم معرفی نمایند. مردم شریف ایران دیگر نمی توانند حقوق بی جهت به عده ای از خدا بی خبر بدهند. و بند هفتم نیز می گوید: هر کس در هر اداره ای خواست اخلال کند، او را اخراج و به ملّت معرفی نمایند.»
سازمان چریک ها در تحلیل این عبارات آورده است: «اینها عین کلماتی است که در پیام آمده است. در این جا طوری صحبت شده که گویا هر کارگر اعتصابی ضد انقلاب است و حقوق بی جهت می خواهد، و به مردم توصیه می شود که حساب کارگران اعتصابی را برسند. چطور انتظار دارید کارگرانی که در زندگی خود، بعد از سال ها کار هنوز هم هیچ چیز ندارند به جز دو دست برای کار کردن برای سرمایه دار - و اگر یک روز کار نکند، زحمت نکشد، گرسنه می ماند - حق ندارد علیه این نظام جابرانة سرمایه داری اعتراض کنند؟ چگونه انتظار دارید کارگران از گرانی سرسام آور، از گوشت کیلویی ٦٠ تومان، مرغ کیلویی ٣٠ تومان، از قحطی و بیکاری جانشان بر لب آمده، کارگرانی که از ولع و طمع سیری ناپذیر سرمایه دار جانشان به لب آمده، ساکت بنشینند؛ کارگرانی که به خاطر زدن حرف حق، می خواهند از کارگاه اخراجشان کنند. ... اعتراض طبقة کارگر، اعتراض انقلابی است؛ اعتراض بحق است. این سیاست های شورای انقلاب است که مردم را به اعتراض واداشته؛ مردم ضد انقلابی نیستند. کسانی ضدانقلابی اند که مردم را سرکوب می کنند؛ که صدای خلق را خاموش می کنند. اگر از مردم بپرسیم، خواهند گفت که طبقة سرمایه دار و حامیان سرمایه داری،
[١] همان، ص ٤.