روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ٣٦٢ - روزشمار جنگ دوشنبه ١١ فروردین ١٣٥٩١٤ جمادی الاولی ١٤٠٠ ٣١ مارس ١٩٨٠
بی اعتقادان به اسلام، و کسانی که حاضر نیستند تکالیف و تعهدات اسلامی را قبول کنند، این ها همه همان جریان نفاق را در جامعة اسلامی تشکیل می دهند.
ما منکر مبارزات بعضی از گروه ها که در گذشته مبارزه می کردند نیستیم. ما مثل آنها بی انصاف و دروغگو و قلب کنندة حقیقت نیستیم. گروه های چپ در ایران از قبیل کسانی که خودشان را فداییان خلق اسم گذاشتند و اسم های دیگری از این قبیل، این ها به راحتی و به آسانی دروغ می گویند و به آسانی گذشته های افتخارآفرین را ندیده می گیرند و ما مثل آنها نامردم و بی انصاف نیستیم. ما می گوییم بله آنها، البته نه همه شان، عده ای از آنها مبارزاتی داشته اند؛ اما مبارزة آنها مانند این بود که یک نفری با یک قند شکن بنشیند پای یک عمارت و شروع کند به خراب کردن آن. شاید ده ها سال لازم بود که طول بکشد تا چهار تا آجر بیفتد؛ کما این که در طول سالیان درازی که روشنفکرانشان جنگیده، تاریک فکرشان جنگیده، قدیمی شان گفت، جدیدشان گفت، شعار دادند، حرف زدند، مقاله نوشتند، شعر گفتند، اما چون برعلیه دین و برعلیه اسلام و برعلیه جریان روشنفکری اسلام بود، کار مؤثری انجام ندادند و دستگاه گذشته هم از این ها نمی ترسید. پس مبارزة این ها این بود؛ اما حائز اهمیت نبود؛ تعدادشان کم بود؛ سلاحشان هم ناچیز بود. نشسته بودند پای عمارت رفیع حکومت شاهنشاهی و با قندشکن به خراب کردن آن مشغول بودند و گاهی هم به او چشمک می زدند و یا یک اسباب بازی جلوش می انداختند و می رفتند دنبال اسباب بازی.
شما می روید توی ادارات دولتی، توی وزارتخانه ها، چه در زمان شاه و چه بعد از شاه، حتی توی سازمان امنیت پلید شاه، چقدر از کمونیست های قدیمی این مملکت کارمند شده بودند. چقدر از این آقایونی که ادعای روشنفکری داشتند، ادعای مبارزه می کردند، در اروپا و در ایران به خیال خودشان علیه دستگاه پادشاهی حرف زده بودند، نوشته بودند، قلم زده بودند، بعد در خدمت حکومت جبار قرار گرفته بودند. چقدر از این ها سراغ داریم. زیاد. کی ها بودند که مقالات سیاسی را برای رژیم می نوشتند؟ کی ها بودند که تفسیر های سیاسی رادیویی را می نوشتند؟ کی ها بودند که علیه امام در روزنامه چیزی می نوشتند؟ همان کسانی که ادعا می کردند کمونیست هستند؛ ادعا می کردند چپند؛ اما با یک چشمک در اختیار او قرار گرفته، و یک عده هم که کمی سرسخت تر بودند، توی زندان، یک گوشة مخفیگاه، عمر را می گذرانیدند.
... این ها فکر می کردند که با قندشکن یا تیشه ای این عمارت را خراب می کنند؛ یک وقت دیدند اسلام وارد شد، با بلدوزر، با دینامیت، با بمب ویرانگر، با یک حرکت، تمام بنا را ویران کرد. کِی صاحبان ایدئولوژی دیگر می توانستند این اقیانوس عظیم انسان ها را حرکت بدهند؟ این اسلام بود. این نگهبانان اسلام و منادیان اسلام یعنی روحانیون مترقی بودند که جریان اصیل اسلامی را در ایران به راه انداختند. این امام امت بود؛ این خمینی بزرگ و