روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٨٨ - روزشمار جنگ پنجشنبه ٢٨ فروردین ١٣٥٩ ١ جمادی الثانی ١٤٠٠ ١٧ آوریل ١٩٨٠
ما از همان اوایل حضور در مبارزه ها، به ضرورت این تشکل پی بردیم. خوب یادم می آید که در سنین نوجوانی، در مبارزة ملی و نهضت ملی در سال های ١٣٢٩ تا ١٣٣٢، مردم ایران با ایمان و اعتقادی که به دو نوع رهبری دینی و سیاسی داشتند، وارد معرکه شدند. (اگر بخواهیم هیچ حقی را زیر پا نگذاریم، باید بگوییم در آن موقع ملت ما هم به اعتبار و اعتقادی که به رهبری روحانیت مبارز که در آن زمان چهرة برجستة پیشگامش مرحوم آیت الله کاشانی بود و نیز به اعتبار و اعتقاد و اعتمادی که به یک چهرة سیاسی پرسابقه یعنی مرحوم دکتر مصدق داشتند، در مبارزه شرکت کردند.) در آن زمان، رهبری میان آن دو نفر مشترک بود. در همان موقع پس از کودتای ننگین ٢٨ مرداد سال ١٣٣٢، در موضوع های مختلف به جمع بندی ها و تجزیه تحلیل پرداختیم و این جمع بندی ها در چند مورد به این نتیجه رسید که حتی مرحوم مصدق از همکاری یک مجموعة متشکل سازمان یافتة خط دار، محروم بود. (حتی او!) نه تنها مرحوم آیت الله کاشانی و روحانیت و مردمی که به آنها اعتماد کرده بودند، دارای تشکل کافی مؤثر نبودند، مرحوم دکتر مصدق هم فاقد چنین یاران و همکاران متشکل بود؛ به همین جهت، پیروزی های به دست آمده از مبارزات دلیرانه و فداکارانة مردم، از طرف گروه های متشکل دیگری که خط داشتند، مورد تهدید قرار گرفت و گم شد.»
در ادامة مصاحبه، دکتر بهشتی به چگونگی تشکیل حزب جمهوری اسلامی و انگیزة تشکیل آن پرداخت و گفت: «به خصوص حوادث سال ١٣٥٤ و آن اعلام مواضع خاصی[١] که پیش آمد، همة ما را نگران تر کرد و برای ما هشیار باش بود که حرکت متشکل، باید از یک نوع هدایت و رهبری متعهد واجد شرایط برخوردار باشد؛ تا این که مرامنامه و اساسنامه ای را که در خدمت دوستان داده شده، آماده کردیم. حدود هفت هشت ماه به پیروزی مانده بود که درصدد اعلام موجودیت این تشکیلات بودیم. مطلب را لازم بود با امام در میان بگذاریم و پس از چندی با ایشان در میان گذاشتیم. خواستیم نظر رهبر را دربارة این کار بدانیم. ایشان اصل آن را تأیید کردند؛ منتها فرمودند طوری باشد که از مسئولیت های روزانة انقلاب، کسی باز نماند. و از قضا شتاب انقلاب در آن ماه ها ما را چنان مشغول کرده بود که فرصتی برای این کار به دستمان نیامد، تا پس از پیروزی ٢٢ بهمن مجدداً مسئله و مطلب با امام در میان گذاشته شد. نظر ایشان را جویا شدیم. ایشان همان موقعی که ما درتلاش بودیم برای تشکیل شورای انقلاب و دولت موقت انقلاب، به رأی العین دیدند که چطور اگر یک انقلاب و مبارزه، تشکیلات از خودش نداشته باشد، در روز کار که می رسد، باید آدم از
[١] منظور، ماجرای موسوم به تغییر مواضع ایدئولوژیک در داخل سازمان مجاهدین خلق است. دربارة آن رجوع کنید به گزارش ها و ضمیمه های مربوط به سوابق سازمان مجاهدین خلق، سازمان پیکار در راه آزادی طبقة کارگر و نیز شخص تقی شهرام، مندرج در کتاب های اول و دوم روزشمار جنگ: "پیدایش نظام جدید" و "بحران در خوزستان".