روزشمار جنگ ایران و عراق - مرکز اسناد و تحقیقات سپاه - الصفحة ١٠٥١ - روزشمار جنگ چهارشنبه ٧ فروردین ١٣٥٩ ٣٠ جمادی الاولی ١٤٠٠ ١٦ آوریل ١٩٨٠
علیه انقلاب و توده های ما دشمنی نکند و حتی می تواند ما را به اصطلاح کمک هم بکند و با چنین شیوه ای بنی صدر سعی می کند عمق دشمنی امپریالیسم جهانی به سرکردگی امریکا را با زحمتکشان ما پوشیده نگاهدارد و از تیزی و گسترش مبارزات ضدامپریالیستی توده ها بکاهد و دولت های سوسیالیستی را که دوست زحمتکشان ما هستند، دشمن مردم جلوه دهد. ...
بنی صدر در این اواخر با تکیه بر این که ١٠ میلیون رأی آورده است و به خیال این که همة این ١٠ میلیون از او حرف شنوی دارند و می تواند آنها را به نحوی دعوت به سازش با امریکا کند، به دولت امریکا وعده می دهد که گروگان ها را به شورای انقلاب تحویل خواهد داد؛ چون هم او و هم دولت امریکا می دانستند به محض اینکه شورای انقلاب مسئولیت نگهداری گروگان ها را به دست بگیرد، مراحل بعدی برای آزاد شدنشان به زودی و به سهولت طی خواهد شد؛ اما تمام نقشه های ظریف آقای بنی صدر نقش برآب شد. توده ها نخواستند چنین شود و آیت الله خمینی هم که در پیام نوروزی، امتیازات زیادی به بنی صدر داده بودند، در مورد گروگان ها روی موضع قبلی اش ماند و آقای بنی صدر به مقصود نرسید؛ اما بنی صدر با زیرکی خاصی اعلام کرد که از اول با قطع رابطة ایران و امریکا نه تنها موافق بوده است، بلکه تمام تلاشش را هم در این جهت به کار گرفته است. آقای بنی صدر باز هم نمی خواهد بازنده شود.»[١]
در مطلبی دیگر با عنوان "باندهای سیاه، مزدور سرمایه داران"، سازمان چریک های فدایی خلق به تحلیل درگیری های خیابانی و واکنش های هواداران نظام جدید در برابر اقدامات این سازمان، پرداخته است. طبعاً در این بررسی، سازمان خود را نیروی انقلابی خوانده است؛ نیرویی که مجاز به رفتار انقلابی و خارج از قانون و چارچوب نهادهای نظام جدید، و نیز مجاز به حفظ سلاح و کاربرد آن در صورت لزوم، می باشد. با این حال، سازمان، هواداران نظام جدید و جناح های آن را با عناوین مطلوب خویش محکوم می کند؛ هوادارانی که آنها هم در قبال رفتار امثال این سازمان، از خود رفتار انقلابی خارج از چارچوب نهادهای قانونی نشان می دهند. ملاک و معیار سنجش نیز ایدئولوژی و مشی سازمان است. در این چارچوب خواه ناخواه، نیروهای هوادار نظام جدید، حتی به ضدانقلابیون سلطنت طلب، فئودال ها، سرمایه داران وابسته و محافل امپریالیستی وابسته نشان داده می شوند. سازمان انتقاد می کند که روزنامة جمهوری اسلامی عدة خاصی را مردم می خواند؛ اما خود نیز با این که اقلیتی بیش نیست، هواداران خود را مردم می خواند. در این نوشته، نقطه ضعف سازمان مزبور، در نحوة ترسیم پایگاه طبقاتی و نوع وابستگی مخالفان خویش بارز است؛ هرچند در ترسیم "چگونگی تهاجم طرف" و "مظلومیت" خود و متحدانش نیز آن قدر افراط می کند که گزارش را برای خواننده خوش باور نیز کم اثر می سازد. در مقاله یاد شده آمده است:
«خلق مبارز ایران، در دوران پرشکوه انقلاب شاهد پیدایش و رشد گروه ها و دستجاتی بودند به نام "چماق به دستان"، و بعد از قیام دلاورانه شان نیز می بینید که چماق به دستان و قداره کشان، در گروه هایی به نام "حزب الله" گرد هم آمده اند. کار این گروه ها حمله به تظاهرات و راهپیمایی های سازمان های سیاسی مترقی، حمله به کتابخانه ها و آتش زدن کتاب ها و نشریات، آدم ربایی، تهدید و ترور، دستگیری و شکنجة نیروهای مبارز و ایجاد محیطی خفقان آلود برای نیروهای انقلابی است.
"باندهای سیاه" در هر کشوری در دوران انقلابی آن کشورها و مدتی بعد از پیروزی انقلابات به وجود می آیند و فعالیت های ضدانقلابی خود را با برنامه ای که از طرف نیروهای ضدانقلاب به آنها داده می شود، پیش می برند. نیروهای ضدانقلاب یعنی امپریالیسم، سرمایه داران، ملاکین، و ایادی و کارگزاران آنها، این باندهای سیاه را سازمان دهی کرده و در جهت سرکوب جنبش ها و عقب راندن توده های انقلابی به کار می گمارند. در عصر امپریالیسم، کانون اصلی تکوین و رشد چنین باندهایی کشورهای امپریالیستی بوده و شبکه ای وسیع از باندهای سیاه در سراسر جهان گسترده می شود. سازمان های جاسوسی و اطلاعاتی کشورهای امپریالیستی بر فعالیت این شبکه ها نظارت دارند و فعالیت این گروه ها زمانی به اوج خود می رسد که خیزش توده ها علیه امپریالیسم و وابستگانشان اوج می گیرد. باندهای سیاه، از طرف
[١] همان، ص٦ و ٧.