اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٦٥ - راه شناخت
بديشان شناساند.» [١]
درباره كيفيت شناخت خداوند از اميرالمؤمنين عليه السلام پرسيده شد: «خدايت را با چه شناختى؟ امام عليه السلام فرمود: با آنچه خود را به من معرفى كرده و گفته شد:
چگونه خود را به تو معرفى كرد؟ امام عليه السلام فرمود: نَه صورتى بدو شبيه است و نَه با حواسّ، حسّ مىشود و نَه با مردم سنجيده مىآيد، در عين دورى نزديك است و در عين نزديكى، دور، بالاتر از هر چيزى است و گفته نمىشود: چيزى بالاى اوست.
جلوى هر چيزى است، ولى گفته نمىشود: جلو دارد، درون هر چيزى است ولى نَه همچون داخل بودن چيزى در چيزى و بيرون از چيزهاست، امّا نَه همچون بيرون بودن چيزى از چيزى، منزّه است خداوند كه چنين است و هيچ كس جز او چنين نيست. [٢]»
بنابراين ناگزير بايد خدا را با خدا بشناسيم و بر خدايى اعتماد كنيم كه تنها قادرى است كه مىتواند خود را معرفى كند و به درگاه او چنين دعا كنيم كه:
«اللَّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَكَ فَانَّكَ انْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَكَ لَمْ اعْرِفْ رَسُولَكَ، اللَّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَكَ فَانَّكَ انْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَكَ لَمْ اعْرِفْ حُجَّتَكَ. [٣]»
راه شناخت
اينك اين پرسش را مطرح مىكنيم كه ما بايد چه كنيم تا خداوند خود را به ما بشناساند؟
[١] - بحارالانوار، ج ٣، ص ٢٧٢، روايت ٩.
[٢] - همان مأخذ، ج ٣، ص ٢٧٠، روايت ٨.
[٣] - همان مأخذ، ج ٩٥، ص ٣٢٦، روايت ٢. «خدايا خود را به من بشناسان، كه اگر خود را به من نشناسانى پيامبرت را هم نمىشناسم، پيامبرت را به من بشناسان كه اگر او را به من نشناساندى حجت تو را هم نمىشناسم.»