اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٧٢ - شبهه نخست- تسلسل جبر
اراده انسان توقف مىكند كه شاخص و مصداق حقيقىِ شخصيت اوست؛ انسانى كه با ديگر مخلوقات تفاوت و اختلاف كلّى دارد. پس اگر نياز و يا شهوت جنسى علّت تامّه اعمال مردم مىبود و ديگر تفاوت در ميان عملكردهاى همه مردمان از ميان مىرفت.
حرّ بن يزيد رياحى در ميان كسانى كه در قتل امام حسين عليه السلام و فرزندان، اصحاب ايشان- عليهم صلوات اللَّه جميعاً- شركت كردند حجّت الهى شد، زيرا اين سپاه آدمكش نمىتواند جنايت خود را با فشارهايى كه به دستور يزيدبن معاويه، عبيداللَّه بن زياد، يا عمر بن سعد و يا شمر بن ذى الجوشن- لعنت خدا بر همه آنها باد- بر آنان اعمال مىشد توجيه نمايند، زيرا حجّت خدا آنان را خاموش مىكند و آن حرّ بن يزيد رياحى است كه با موضعگيرى خود توانست از تاريكى رهايى يابد و امكان يافت از ابو عبداللَّه الحسين عليه السلام و اهل بيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به دفاع برخيزد عليرغم اين كه با ديگر سپاهيان علّت همسانى داشت و فشارهاى مشابهى را تحمل مىكرد.
بدون ترديد خداوند سبحان برخى از بندگان خود را بر برخى ديگر حجّت مىآورَد و اين احتجاجِ داد گرانه الهى تنها در صورت همسانى علل و شرايط مىباشد. افسونگران فرعون، كه بعداً از خالصترين مؤمنان به خداوند جهانيان گشتند، بيش از ديگر كافران به كفر و پرستش فرعون مىگراييدند، ستم و جنايات فرعون را بيشتر احساس مىكردند، ولى همين افسونگران هنگامى كه حقيقت را دريافتند به رغم همه شرايط و انگيزههايى كه بر ايشان فشار وارد مىآوردند و با اراده خالص خود به خداى هارون و موسى گرويدند.
جان سخن اين كه عوامل بيرونى، اراده را نمىآفرينند، بلكه ايجاد فشار مىكنند و ميان اين دو تفاوت بسيار است و آدمى مىتواند در آنِ واحد، يا سر تسليم فرود آورَد و يا به ستيز برخيزد، او مىتواند ثواب را برگزيند و يا عقاب را انتخاب كند.