اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩١ - انسان و والايى عبوديت
اين دو البتّه سبى سترگ است.
ليكن مشكل هميشگى انسان آن است كه هنگام تجاوز از حدود، عبوديت، ناتوانى، عجز و حقارت خود راه درست را در پيش نمىگيرد، بلكه در دام همان خطاهايى گرفتار مىآيد كه گذشتگان او همچون فرعون، نمرود و ديگر سركشان و روزگويان و مستكبران زمين، بدان گرفتار آمدند، به جاى اعتراف به عبوديت در درگاه الهى، ربوبيت و وحدت با خدايشان را ادّعا كردند.
آدمى هنگامى كه در برابر خداوند به سجده مىافتد و با زارى و فرياد به ناتوانى و كوتاهى خود اعتراف كند به خدايش نزديكتر خواهد شد.
شايد راه استوارتر براى شناخت بايسته خداوند جهانيان در تسبيح و تقديس او نهفته باشد، زيرا تسبيح والاترين و پاكترين سخنى است كه خداوند سبحان با آن ياد مىشود.
ما تنها كسانى نيستيم كه خداوند را تسبيح و تقديس مىكنيم بلكه همه هستى به تسبيح خداوند يكتا- چنانكه خود خدا گواهى مىدهد- سرشته شدهاند:
... وَإِن مِن شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلكِن لَّاتَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ... [١].
«چيزى نيست مگر آن كه تسبيح گوى حمد الهى است، ولى شما تسبيح آنها را نمىفهميد.»
... يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ... [٢].
«آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او مىگويد.»
سَبَّحَ للَّهِ مَا فِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ... [٣].
«آنچه در آسمانها و زمين است تسبيح او گويد.»
[١] - سوره اسراء، آيه ٤٤.
[٢] - سوره حشر، آيه ٢٤.
[٣] - سوره حديد، آيه ١.