اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٤٠ - قرآن و عقل
مىفرمايد:
وَمِنْ آيَاتِهِ يُرِيكُمُ الْبَرْقَ خَوْفاً وَطَمَعاً وَيُنَزِّلُ مِنَ السَّماءِ مَاءً فَيُحْيِي بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ [١].
«و از نشانههاى قدرت اوست آفرينش آسمانها و زمين، اختلاف زبانها و رنگهايتان، در اين عبرتهايى است براى دانايان.»
پس قرآن كريم كسانى را مخاطب قرار مىدهد كه خرد مىورزند و نَه عقلا را، زيرا روشن است كه خداوند سبحان نور عقل را به انسان بخشيده است و برخى عقل خود را به كار مىگيرند و از كسانى شمرده مىشود كه خرد مىورزند و اينها مورد خطاب قرآن مىباشد، امّا پارهاى ديگر كه در خود شنيدهاند و انديشه خود را جلو مىگيرند و در به جمود كشيدن عقلشان مىكوشند، نمىتوانند مخاطب اين آيات باشند.
امام عليه السلام در سفارش خود به هشام مىافزايد: اى هشام! خداوند سپس به اهل عقل اندرز داده و آنها را به آخرت تشويق مىكند و مىفرمايد:
وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا إِلَّا لَعِبٌ وَلَهْوٌ وَلَلدَّارُ الآخِرَةُ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يَتَّقُونَ أَفَلَا تَعْقِلُونَ [٢].
«و زندگى دنيا چيزى چز بازيچه و لهو نيست و پرهيزگاران را سراى آخرت بهتر است، آيا به عقل نمىيابيد؟»
از اين سخن آشكارا پيداست كه عاقل، مخاطب موعظه است، زيرا او مىتواند در پرتو عقل خود پند را كامل فرابگيرد و از آن بهره بَرد و عاقل كسى است كه انديشه خود را به همان روز منحصر نمىكند، بلكه دامنه آن را تا افقهاى آينده مىكشاند و اين برعكس جاهلى است كه جز همان روز را نمىبيند، انديشه او كوتاه است و از چار چوب فرونشاندن غرايزش پا فراتر نمىنهد.
[١] - سوره روم، آيه ٢٤.
[٢] - سوره انعام، آيه ٣٢.