اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٠٨ - فصل چهارم ويژگيهاى باورمندان بداء
وجود، تصويرى فرو بسته و بى تحرك در برابر انسان ترسيم كنند؛ تصويرى يكنواخت به دست دهند كه نَه تحوّلى در آن ديده مىشود و نَه اوجى؛ تصويرى پيچيده كه نَه حركتى در آن ديده مىشود و نَه پويايى؛ عليرغم وسوسههايى كه انديشه جامد فلسفى از هزاران سال پيش در دل آدمى مىپراكند، باز انگيزه سترگى كه چشمداشت بشر آن را پديد مىآورَد انسان را به سوى تكامل جلو مىبَرد. او در مىيابد كه جهان، آن گونه كه برخى پنداشتهاند، يخچالى از جمود و سرماكدهاى از بايدها و قيدها نيست، بل به پرتوهاى بامدادى و نسيمهاى بهارى، خواندن بلبلها، امواج نهرها و لطافت شكوفهها مىمانَد، جهان، كانون گرما، جنبش، رشد، تحوّل و جوشش است.
اينك بيائيد بار ديگر داستانهاى روشنى بخش قرآن را بخوانيم. براى مثال مىتوانيم سوره «ص» و يا حتّى هر سوره ديگر قرآنى و آيات مشابه را از نظر بگذرانيم. در اين سوره داستان داود را مىخوانيم كه خدا كوهها را مسخّر او كرد و پرندگان را چنان قرار داد كه به سوى او مىرفتند و گردش را مىگرفتند. خداوند به او حكومت، حكمت و داورىِ عادلانه را عطا فرمود و پس از آن كه وى را بيازمود او را جانشين خود در زمين قرار داده و فرمود:
... وَإِنَّ لَهُ عِندَنَا لَزُلْفَى وَحُسْنَ مَآبٍ [١].
«... او را به درگاه ما تقرّب است و بازگشتى نيكو.»
آيا ممكن نيست كسى مثل داود گردد؟ چرا نَه؟ رحمت خدا محدود، قدرت او مقيّد و كرمش- پاك و منزه است خدا كه چنين باشد- ناچيز نيست.
آية الله العظمى السيد محمد تقي المدرسي(دام ظله)، اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - قم، چاپ: اول، ١٣٧٩.
اين سوره داستان سليمان را مىخوانيم كه خدا او را به داود بخشيد. او بنده خوبى كه بسيار بازگشت كننده به سوى خدا بود، لذا خدا براى او امور بسيار را به تسخير در آورد و حكومت بزرگى بدو بخشيد:
[١] - سوره ص، آيه ٢٥.