اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٨ - فصل پنجم عقل و قرآن، دو جوى از يك چشمه
فصل پنجم: عقل و قرآن، دو جوى از يك چشمه
هنگامى كه آدمى كتابى را برمىگزيند، اين گزينش براساس گرايش، يا هدف و يا نيازى است كه او مىكوشد آن را محقّق ساخته و بدان دست يابد، ولى بارسيدن به آن هدف و تحقّق يافتن آن، نياز به اين كتاب نيز از ميان مىرود و در اين هنگام كتاب اگر راهى سبد آشغال نشود و در گوشهاى از كتابخانه جاى مىگيرد. به ديگر سخن، هنگامى كه آدمى هدف خود را از كتابى بر آورد، بسيار كم پيش مىآيد كه براى بار دوم و سوم به مطالعه آن روى آورَد، مگر در مواقع بسيار اندك كه آن هم بدون ترديد به سبب تكرار موضوعاتِ كتاب، با خستگى و نوعى بىميلى همراه خواهد بود.
ولى اين حالت به هنگام تلاوت قرآن كريم بطور كلّى منتفى است و واقعيت بر عكس آن است. آدمى هنگام تلاوت قرآن، نَه تنها احساس خستگى و بى ميلى نمىكند، بلكه هر چه در آيات آن ژرف مىانديشد بر اشتياق و گرايش او افزوده مىگردد و بار ديگر شب و روز تلاوت آن را تكرار مىكند. اين ويژگى اگر چه از دلايل اعجاز قرآن است، ولى آشكارا حكايت از اين حَقيقت دارد كه عقل و قرآن، دو جوى از يك چشمهاند كه از هم جدايى نپذيرند، زيرا قرآن بيانگر ذات آدمى است و فطرت او را مخاطب قرار مىدهد، پس انسان انديشهها و مفاهيم آن همسو مىگردد و روحش تحت تأثير آن قرار مىگيرد، با عبارات خود، روح او و مجذوب بيان آن گردد، آدمى وعدهها و وعيدهاى آن را احساس مىكند و از سر شوق و يا