اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١٤ - شريفترين عبادتها
همين مسأله در مورد انسان كافر و غافلى صادق است كه از لذّت مناجات خداوندى محروم مىباشد حتّى اگر در اهميّت و عظمت شناختن خداوند سبحان، هزار دليل آورده شود، زيرا تعقّل او، تعقّلى محدود و فرو دين است كه سمت و سوى ستيزه جويى و الحاد دارد، امّا انسان مؤمن تنها موجودى است كه مىتواند شيرينى مناجات با خدا را درك و تصوّر كند، زيرا شبانه به عبادت برمى خيزد و به زارى مىپردازد و دل خود را به سوى رسيدن به قدرت هستى مطلق به اقيانوس مىافكند. چنين انسانى مىتواند تصوّر كند كه اگر ذكر الهى خداوند را ترك كند يا منّت وفضل خدا را بر خود ناديده بگيرد چه خسارت هنگفتى بر او وارد آمدهاست.
شريفترين عبادتها
اين شناخت بالاترين خيرهاو شريفترين هر عبادتى است و بر آدمى حيف است كه دهها سال زندگى كند در حالى كه نزديكترين چيز به خداست و دورترين چيز به خدا باشد و اگر بخواهد نزديكترين چيز به خداست و اگر نخواهد دورترين چيز از خداست. دعاى شريفى از امام زين العابدين عليه السلام رسيده است كه در خطاب به خداوند عزّوجلّ به همين مفهوم اشاره دارد: «مىدانم كه در ناليدن به درگاه جود و احسانت و در خشنودى به قضايت عوضى است از بخل مردم بخيل و بى نياز است از آنچه در دست دنيا طلبان است. وهر كه به سوى تو كوچ كند راهش بسيار نزديك است و تو از ديد بصيرت خلق پنهان نيستى جز آنكه اعمال ايشان، حجاب بينى تو و آنها گردد.» (از دعاى ابو حمزه ثمالى). يعنى شيفتگى و زارى به درگاه الهى به دليل آن چيزى است كه نزد خداست و آن به گونهاى غير قابل شمار از آنچه در دست مردم مىباشد بزرگتر است، خشنودى و تسليم در برابر آنچه خداى خالق حكيم مقدّر مىفرمايد، از دنيا و آنچه در آن است برتر است. پس اگر خداوند سبحان همه دنيا را به بندهاى عطا كند و در برابر، خشنودى و تسليم را از او بستاند دنيا نه تنها براى او سودى نخواهد داشت، بلكه بارى گران بر دوش او خواهد بود.