اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٩٢ - چهارم- انسان، حيوان متكلّم
من نمىگويى، آنگاه كه يكى بود و چيزى ديگر همراه او نبود و آيا با آفريدن خلق تغيير نيافت؟ [١]
امام رضا عليه السلام فرمود: «خداوند عزّوجلّ با آفريدن خلق تغيير نيافت، ليكن اين خلق است كه با تغيير او تغيير مىيابد.»
عمران عرض كرد: ما خدا را با چه شناختهايم؟
امام رضا عليه السلام فرمود: «با جز او.»
عمران عرض كرد: جز او چيست؟
حضرت عليه السلام فرمود: «مشيت، اسم، صفت او و نظاير آن كه همگى حادث هستند، آفريده و تدبير شدهاند.»
عمران عرض كرد: سرورم! پس او چيست؟
امام عليه السلام فرمود: «او نور است، يعنى هدايتگر خلق خود است از آسمانيان و زمينيان و تو از من سخنى بيش از اعتقاد من به يكتياى او نخواهى شنيد.»
عمران عرض كرد: سرورم! مگر نه اين است كه خدا پيش از اين كه خلق را بيافريند خاموش بوده است و سپس به سخن آمد؟
امام رضا عليه السلام فرمود: «سكوت گفته نمىشود، مگر اين كه سخن گفتنى پيش از آن باشد و اين چنان است كه به چراغ گفته نمىشود: او ساكت است و سخن نمىگويد، چنانكه در مورد عملكرد چراغ گفته نمىشود كه چراغ، پرتوى را براى ما مىفشانَد، زيرا پرتو چراغ از عملكرد و ساختار آن نيست، بلكه اساساً چيزى غير از چراغ نيست و هنگامى كه براى ما روشن مىشود مىگوييم: آن به ما نور افشاند و ما از آن پرتو ستانديم و بدين ترتيب كار برتو آشكار شد.» [٢]
[١] - تعبير و دقّت سؤال را ببينيد كه چگونه اين نكته را به ذهن مىآورَد كه پرسشگر معتقد است يا تصوّر مىكند كه خالق نيز همچون خورشيد يا شمع با نور افشانى و احتراق رو به كم سو شدن دارد.
[٢] - بحارالانوار، ج ١٠، ص ٣١٢، روايت ١.