اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٨٣ - جبر و تفويض در احاديث
دارد و رفتن به بهشت را خوش مىدارد و نماز نمىگزارد، زيرا موانع متعددى بر او فشار وارد مىآورند و او در برابر آنها سر تسليم فرود آورده. او شرمگاه خويش را حفظ مىكند، زيرا از سقوط مىهراسد و زنا مىكند چرا كه، يا تسليم شهوت آنىِ خود مىگردد و يا از طبيعت پيامدهاى منفى چنين جنايتى آگاهى ندارد.
آرى! آدمى خود اراده خويش را مىآفريند و نخستين مسؤول پيامدهاى به انجام رساندن اين اراده است، زيرا اراده امرى حادث است- چنانكه در مباحث گذشته اشارت رفت- در حالى كه علم خداوند، امرى قديم است، بلكه خدا خود، علم است و ذات او از ازل عالم بوده است. پس خداوند متعال اگر چه مىدانسته است كه بخش بيشتر مطابق او كافر خواهند گشت، ولى هرگز كفر را براى ايشان برنگزيده است.
بنابراين مسأله علم، گرايش و خشنودى بطور كلى از موضوع اراده انسانى بيرون است. گاهى آدمى پيشتر مىداند كه فلان مسأله پس از ساعتى رخ خواهد داد، ليكن آنچه رخ مىدهد علم و آگاهى پيشين او را نقض مىكند و گاهى او دوست مىدارد و ترجيح مىدهد كه مثلًا فلان واقعه تحقق يابد، ولى آن واقعه تحقّق نمىپذيرد و چنين نيست كه آدمى هر چه آرزو كند بدان رسد.
شبهات متعدّد ديگرى نيز در ميان است كه به شبهات پيشگفته مىمانَد، ولى ما را نمىرسد جز آن كه بگوئيم اين شبهات بطور كلّى از كج فهمى اصطلاح اراده، علم و درك نادرست سخن خداوندى و يا از گرايش پارهاى افراد ناشى مىشود كه مايلند به ژرفاى مباحثى ره يابند كه نمىتواند آنها را جز در پرتو بيانات پروردگار متعال تصوّر كرد، به علاوه وجود مغالطههاى بدور از عقلى كه از اين و يا آن سو با انگيزههاى منافع فرقهاى، يا سياسى و يا جز آن صورت مىپذيرد.
جبر و تفويض در احاديث
در حديثى آمده است كه فضل بن سهل از امام عليه السلام پرسيد: «اى ابا الحسن!