اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٦ - درهاى دانش در پرتو قرآن و سنت گشوده مىشود
و بيرون از چار چوب زندگى پويا بگريزد.
اينها فشرده گردنههايى است كه در سر راه تكامل معنوى و پيشرفت مادى انسان قرار گرفته است و عقل عاملى است كه مىتواند اين گردنهها را از ميان بردارد و قرآن كريم، از سويى همين عقل را براى آدمى ياد مىآورَد و از سوى ديگر اگر انسان آيات آن را درك كند، با دل و جان آنها را بپذيرد، اين گردنهها را از سر راه بر مىدارد. هنگامى كه آدمى قرآن را به دور از پيچيدگيها و با خلوص، تلاوت مىكند چنين مىيابد كه گويى قرآن فطرت او را بازگو مىكند و با درون و قلبش به مناجات مىپردازد، لذا با انوار روشنگر و درخشانش هر پردهاى را از برابر ديدگان او فرو مىفكند، بدين ترتيب آدمى علم و شناخت را از لابلاى احكام آن الهام مىگيرد و راه، بر او رخ مىنمايد. بدين سان آدمى گام در راهى استوار مىنهد و درك مىكند كه خداوند سبحان، آفريننده آسمانها و زمين است و همه آنها را در اختيار آدمى نهاده. او در مىيابد كه آفريده شده تا خداى را بپرستد:
وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ [١].
«من جنّ و انس را نيافريدم مگر آن كه مرا بپرستند.»
تا بدين ترتيب از خلال بندگى يكتا طعم آزادى را بچشد و از رحمت خداوندى برخوردار گردد، زيرا خداوند، همان رحمان و رحيمى است كه رحمتش همه پديدهها را در برگرفته است و تا اين حقيقت را درك كند كه عذاب دنيوى تنها نشان دهنده ستم آدمى نسبت به خويشتن است:
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ... [٢].
«با عملكرد مردم، تباهى بر خشكى و دريا ظاهر شد.»
... وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ [٣].
[١] - سوره ذاريات، آيه ٥٦.
[٢] - سوره روم، آيه ٤١.
[٣] - سوره نحل، آيه ١١٨.