اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦١ - توانايى آفرينش اراده
الْإِنسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُوماً جَهُولًا [١].
«همانا امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه كرديم ولى از حمل خود دارى كردند و از آن ترسيدند و انسان آن را به دوش كشيد، او ستمگر و نادان است.»
پس مشيّت الهى است كه اراده فرموده انسان بخواهد و خداوند عزّوجلّ اراده است كه انسان آزاد باشد و بر ديگر مخلوقات برترى يابد. هنگامى كه ميان توانايى انسان وقدرت آسمانها وزمين و كوهها مقايسه مىكنيم، قابليتهاى اين موجود ارج نهاده شده از سوى خدا بر ديگر موجودات آشكار مىشود و تناسب روشن تواناييهاى او كه خداوند در وجودش به وديعه نهاده و نوع امانتى كه بر او عرضه داشته شده است و او آن را پذيرفته و بخوبى بر دوشش كشيده، رخ مىنمايد.
توانايى آفرينش اراده
اين از نعمتهاى بزرگ خداوندى است كه به انسان ارمغان كرده است و مسألهاى بسيار حساس به شمار مىآيد. لحظه تحوّل در وجدان لحظهاى است كه مىتواند انسان را به اعلى علّيين به پرواز در آورد و همچنان مىتواند او را به اسفل سافلين فرود آورد. اين لحظه همان لحظه آفرينش است و دشوار است كه آدمى در آن تحكّم به كار زند، مگر آن كه قبلًا آماده شده باشد؛ آمادگى كه تربيت، و راثت، طرز تفكر، باورها و فراهم آوردن شرايط پربار، نمايانگر آن است.
خداوند بزرگ نه تنها اراده را در ما نهاده است، بلكه قدرت آفرينش و ايجاد اراده، يا دست كم قدرت رشد و ساماندهى به اراده را در ما به وديعت گذاشته است.
در تاريخ بشر نمونههاى گونا گونى در دست است كه بر درستى اين حقيقت گواهى مىدهد. اين فرزند حضرت نوح عليه السلام است كه پدرش در دريايى طوفانى و به
[١] - سوره احزاب، آيه ٢٧.