اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٧٧ - خدا بزرگتر از آن است كه توصيف شود
بستاند و آنچه را پيشتر بدو نداده ارمغانش كند. مفهوم اين آيه را پيشتر آورديم كه مىفرمايد:
وَقَالَتِ الْيَهُودُ يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ يُنفِقُ كَيْفَ يَشَاءُ... [١].
«يهود گفتند كه دست خدا بسته است. دستهاى خودشان بسته باد...»
پس اگر اراده خداوندى در انفاق، قديم بود آن انجام شده بود و ديگر خداوند نيازى نداشت تأكيد كند كه دو دستش هنوز گشاده هستند، با در نظر گرفتن به كارگيرى صيغه مضارع در واژه «انفاق»، زيرا فرمود: يُنفِقُ، و نفرمود: «أَنْفَقَ».
خدا بزرگتر از آن است كه توصيف شود
گاهى پيرامون چگونگى، ماهيّت اراده الهى و چگونگىِ آفرينش فعل خدا از سوى او، رنگ و شكل اراده، سؤال مىشود.
در مقام پاسخ به اين پرسش به سخن پيرامون مخلوق و سكوت درباره خالق در اين خصوص، بسنده مىكنم، زيرا درباره خداوند سبحان گفته نمىشود چگونه وبه كدامين شكل است، زيرا او خود شكل پرداز است نَه شكلپذير، هر كه توهّم كند كه مىتواند ذات و افعال خداوندى را مشخص سازد در كژراههاى ژرف گرفتار آمده است و اين توّهم او را به كفر مىكشاند. قبلًا تأكيد كردهايم كه بهترين ذكرها «سبحانَ اللَّه» يعنى اعتراف به عجز ذكر گوينده است از شناخت ذات الهى و در همين لحظه اعتراف است كه خداوند سبحان از انوار مقدّس خود نورى را به بندهاش ارمغان مىكند كه خويش را در پرتو آن بدو مىشناساند. پس هر كه خدا را توهم كند با كبريايى و عظمت او به ستيز برخاسته است و خداوند براى كسى كه در
[١] - سوره مائده، آيه ٦٤. و بدين سخن كه گفتند ملعون گشتند. دستهاى (قدرت) خدا گشاده است، به هرسان كه بخواهد مىبخشد و انفاق مىكند.