اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٢٣ - گردنه چهارم- بى دانشى
«هر جانى چشنده مرگ است...»
و اين كاروانيان مردگان است كه خداوند با آنها به انسان هشدار مىدهد كه از رفتن گريزى نيست، ليكن دلهاى بيمار و چشمان غبار گرفته اين حقيقت را در نمىيابند و كسانى هستند كه گمان مىكنند براى هميشه و تابى نهايتِ تاريخ، همچنان جاودان خواهند ماند، ولى اين مفهوم را بر زبان جارى نمىكنند و ما اين مفهوم را از لابلاى عملكردهاى ايشان در مىيابيم. تفاوت فراوانى است بين كسى كه در برابر خدا مىايستد و همه اعضا و جوارحش روى به خدا دارند و او نمازش را چونان كسى بگزارد كه گويى در حال وداع است و يقين دارد كه بازگشت او به سوى خداوند سبحان است:
وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَّا رَيْبَ فُيهَا... [١].
«روز رستخيز مىآيد و ترديدى در آن نيست...»
و اين كه:... إِذَا جَاءَ أَجَلُهُمْ فَلَا يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلَا يَستَقْدِمُونَ [٢].
«... چون زمانشان فرا رسد نه يك ساعت تأخير كنند و نه يك ساعت پيش افتند.»
ولذا نمازى مىگزارد با رويكرد خالص به سوى خداوند عزّوجلّ، و مىداند كه اين نماز مىتواند آخرين نمازى باشد كه در اين جهان مىگزارد و در اين هنگام نماز چونان از معراجى معنوى و ستوده برخوردار است، فرا رفته به سوى خداى متعال و در برابر، كسى را مىبينيم كه با اختلاف فراوان نسبت به چنين نماز گزارى، روى به قبله مىايستد، امّا حواس او به چندين جهت پراكنده است و انديشههايش بسى پريشان و نمىداند نماز صبح را دو ركعت به جاى آورده يا هشت ركعت، زيرا آرزوها و روياهاى او براى يك لحظه، يا يك ساعت و يا هزار سال پس از اين نماز، همچنان به صف ايستادهاند. اين فرار از حقيقت است و اين است تفاوت ميان علم
[١] - سوره حجّ، آيه ٧.
[٢] - سوره يونس، آيه ٤٩.