اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ١٣٤ - حقّ تلاوت قرآن
نيست و در مقام اوجگيرى به بارگاه كبرياييش نخواهد بود. او در سطح درك قرآن قرار ندارد، زيرا قلبش در پرده ستيزه جويى. كبر و ظلم است:
... إِنَّ اللَّهَ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ [١].
«... همانا خداوند قوم ستمكار را هدايت نمىكند.».
و چنانكه در پرده فسق نيز قرار دارد:
... وَاللَّهُ لَايَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ [٢].
«... و خداوند قوم تبهكار را هدايت نمىكند.»
حقّ تلاوت قرآن
حقّ تلاوت قرآن اين است كه آدمى در آيات آن ژرف انديشى كند و اين هنگامى است كه هدف او پرتوستانى از نور خداوندى و در نتيجه نزديكى به درگاهش باشد:
الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلَاوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ... [٣].
«آنان كه بديشان كتاب داديم آن را چنان كه بايد تلاوت مىكنند و هم اينان بدان ايمان مىآورند...»
هنگامى كه آدمى نفس خويش را پاك مىكند و آن را براى دريافت انوار الهى آمادهمىگرداند، بدونترديد خودرا بر پلّكانرسيدن بهشناخت خداوندى مىيابد، زيرا علم و شناخت جديدى فزونى مىيابد كه او را به مقام قرب الهى مىرساند:
... وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً... [٤].
«... و هرگاه آيات خداوندى برايشان خوانده شود بر ايمانشان افزوده مىشود...»
ايننعمت بزرگ براى كسى بدست مىآيد كه قرآن را با حالتىاز تسليم، خشوع،
[١] - سوره مائده، آيه ٥١.
[٢] - همان، آيه ١٠٨.
[٣] - سوره بقره، آيه ١٢١.
[٤] - سوره انفال، آيه ٢.