اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٦٣ - توانايى آفرينش اراده
شيطانى كه پيوسته بر ادامه راه پدران او يعنى ستيز با اهل بيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله بر او فشار وارد مىكردند. بر اين اساس محال بود چنين تصميمى از ارادهاى بسيط بر خيزد، بلكه اين تصميم در همان لحظه خلاقى در ذهن او جرقه زد كه بدان اشاره كرديم.
جان كلام آن است كه خداوند عزّ وجلّ به انسان قدرت تصميمگيرى و گزينش يكى از دو طرف قضيه را، از طريق دادن اراده و آزادى، عطا مىكند و بهره بردن انسان از اين توان به مثابه آميختهاى از عقل، آزادى و اراده است.
ابن حكيم به نقل از بزنطى روايت مىكند كه گفت: به امام رضا عليه السلام عرض كردم برخى از دوستان ما به جبر و برخى و به توانمندى انسان اعتقاد دارند. امام عليه السلام به من فرمود: «بنويس- به نظر مىرسد امام به اين مسأله با توجه به اهميت آن در سلامت ايمان و اسلام شخص، اهتمام خاصّى قايل بود- خداوند مىفرمايد: اى آدميزاده! آنچه را تو براى خود مىخواهى با مشيت من بدست آوردهاى، با قدرت من واجبات مرا انجام مىدهى و در پر تو نعمت من، توان گناه را يافتهاى. من تو را شنوا، بينا و توانا گردانيدم، هر چه نيكويى به تو رسد از خداست و آنچه بدى به تو رسد از خود توست و اين از آن روست كه من به نيكويهايى تو شايستهتر از تويم وتو به بديهايت سزاوارتر از منى، زيرا كه: «از آنچه انجام مىدهم مورد باز خواست قرار نمىگيرم و در حالى كه آنها انسانها مورد باز خواست قرار مىگيرند.»، (سپس امام رضا عليه السلام فرمود): آنچه را مىخواستى براى تو گفتم. [١]»
امام باقر عليه السلام مىفرمايد: «در تو رات نوشته شده است كهاى موسى! من تو را آفريدم و برگزيدمت و نيرويت دادم و به طاعتم فرمانت دادم و از سر كشم بازت داشتم، پس اگر از من فرمان برى تو را در طاعت خود يارى رسانم و اگر سر كشيم كنى تو را سر كشى خود يارى نرسانم، اگر طاعت در پيش گيرى بر تو منت نهادهام
[١] - بحار الانوار، ج ٥، ص ٥٧، روايت ١٠٤.