اصول حكمت اسلامى و ديدگاه هاى فلسفه بشرى - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٦٦ - جوهر فلسفه اسلامى
پرستيده نشد.» [١] شايد برخى از- مخالفين مذهب اهل بيت پيامبر- اعتقاد بيابند كه بداء مذهب اهل البيت عليهم السلام است. و از همين رو ادّعا كردهاند كسى كه به بداء ايمان آوَرد بر مذهب باطلى است.
شايد با مطالعه برخى مناظرههاى امام رضا عليه السلام بينشهاى اسلامى در رويا رويى با تصوّرات بشرى كه به انديشه اسلامى راه يافته بر ما هويدا گردد، زيرا معروف است كه فلسفه هندىِ مانوى، ايرانىِ زرتشتى و يونانىِ نو افلاطونى همگى در زمان مأمون عباسى به زبان عربى ترجمه شده است؛ خليفهاى كه همه انديشمندان و فلاسفه بزرگ را براى بحث با امام رضا عليه السلام گرد مىآورد. اين مناظرهها، پاسخهاى دقيقى به انديشههاى خرافىِ راه يافته و در ميان مسلمانان ترويج مىشود كه از جمله آنهاست دو مناظره حضرت رضا عليه السلام كه ما در اين جا بيان مىكنيم: اوّلى با عمران صائبى و ديگرى با سليمان مروزى بوده است.
عمران صائبى از طرفداران صائبه بود كه ستارگان را مىپرستيدند و فلسفه خاص خود را داشتند. او در ضمن پرسشهاى متعدّدى در نشستى مفصّل از امام رضا عليه السلام پرسيد: سرورم! آيا درباره خالق مرا آگاه نمىكنى، اگر او يكى بود و جز او چيزى نبود و چيزى هم همراه او نبود، آيا با آفريدن خلق دگرگونى نيافت؟
امام عليه السلام به او فرمود: او قديمى است كه با آفريدن خلق دگرگونى نيافت، ليكن خلق با دگرگون كردن خداوندى دگرگونى يافتند.
عمران گفت: ما او را به چه چيز بشناسيم؟ امام عليه السلام فرمود: با جز او.
عمران گفت: جز او كدام است؟
امام رضا عليه السلام فرمود: مشيت، نام، صفت و نظاير آن. اينها همه، ايجاد شده، آفريده و تدبير شدهاند.
[١] - همان مأخذ، ص ١٣٢، روايت ٧٠: «ما عُبِد اللَّهُ بِمثل البداء».